تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه باقری - گزارش لژیون روز دوشنبه سی دی معنویت
 
وبلاگ همسفر سمیه باقری
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر
 
دستور جلسه امروز لژیون ماسی دی معنویت هست قبل از اینکه درمورد این سی دی صحبت کنیم میخواستم هفته همسفر را به تک تک شما تبریک عرض کنم.انشالله که همسفران خوبی باشید وبتوانید بال های پرواز مسافرانتان باشید وخدای نکرده مانع از پرواز انها نشوید.
     
پیامی که اقای مهندس به مناسبت روز همسفرفرستادند خیلی پیام زیبایی بود وبرای تک تک ما جای تفکر داردکه ببینیم این پیام چه میگوید.

(خداوند از میان بندگان خود، همسفران رایاری نمود، تابا پیوند محبتشان سایه بان و جان پناهی برحرارت وسرمای وجود مسافران خواهان عبوراز گذرگاه های دشوار اعتیاد گردند، همسفران شما بامفهوم مهربانی رهایی خود وبستر رهایی مسافران را فراهم آوردید؛ روزتان پر شگون باد) 

باتوجه به این متن تنها سلاح یک همسفر محبتش است و سلاح دیگری ندارد سلاحش قهر کردن،دادوبیداد کردن نیست سلاحش پیوندمحبتش است.اولین مطلبی که در این عبارت گفته شده بود این بود که( خداوند ازمیان بندگان خود همسفران رایاری نمود ) یعنی همسفران برگزیده گان خداوند هستند خداوند انها را یاری کرد تا بتوانند کسانی راکه درگیر سرمای اعتیاد  وخواهان عبور از گذرگاههای دشوار اعتیاد بودند رایاری کنند وبالهای پروازشان باشند. پس همسفران باید قدر جایگاه خودرا بدانند زیرا جایگاه کوچکی نیست بعضی موقع ها ما همسفران به دلیل نا اگاهی ونداشتن علم جایگاه خودمان را پایین می اوریم ودر تصورمان فکر میکنیم بدبخت هستیم ولی در اینجا میگوید که شما از برگزیده گان هستید پس قدر جایگاه همسفری را بدانید که اگرقدراین جایگاه راندانید از شما گرفته میشود مثل خیلی از همسفرانی که امدند کنگره ونتوانستند جزءبرگزیدگان باشندو از اینجا رفتند واینکه دچار چه سرنوشتی شدند خدا میداند.در ادامه میگوید که شما همسفران با مهربانی و رهایی خود میتوانید بستر رهایی مسافرانتان را نیز فراهم کنید.یعنی شما در شرایطی میتوانید بال پرواز مسافرانتان ورهاییشان باشید که خودتان رها شده باشید چون تازمانیکه درگیر ضد ارزش هایی مثل کینه ونفرت وقضاوت وقیاس و... هستید وازاین تاریکی ها رها نشده باشید نمیتوانید بال پرواز مسافرانتان وهم باعث رهاییشان باشید .
باز هم این هفته را تبریک میگویم انشالله که  همه ما بتوانیم همسفران خوبی برای مسافرانمان باشیم ودر درجه اول بتوانیم خودمان را از بندها وگره هایی که به خودمان متصل هستند ازاد کنیم وبا استفاده از اموزشهای کنگره به رهایی برسیم. انشالله. 

قبل از شروع سی دی معنویت میخواهم بگویم که وقتی یک سی دی را برای اموزش در لژیون میگیریم قبل از اینکه سی دی را گوش کنید از خودتان بپرسید که این سی دی میخواهد به من چه بگوید؟به نظرشما سی دی معنویت هدفش چه بود؟میخواست به شما چه بگوید؟وبرای چه اقای مهندس,همچین مبحثی را بیان کردند.اینجا که هدف فقط درمان اعتیاد است چرا باید وارد همچین مباحثی بشود واین سی دی هارا برای اموزش بگذارند چرا ماباید مطالب عرفانی را بدانیم؟  هدف از اینکه من این سوال را کردم این بود که بعضی ها این سوال برایشان پیش می اید که چرا باید اموزشهای جهانبینی را ببینیم؟ چون واقعا اعتیاد یک تاریکی است که مارا با چنین مسائلی درگیر میکند. انسانها چه مسافرباشد چه همسفر شاید در دین و اعتقاداتش مشکلات به وجود بیاید در اثر تاریکی اعتیادی که دران بوده اند یا درمورد عدالت خداوند ویا درخیلی از مسائل معنوی که ممکن است به راههای بدی بکشد. از یک جهت این است واز یک جهت دیگر اینکه انحراف در اعتیاد خیلی زیاد است مثل همین روش فرا درمانی که دراین سی دی صحبت کرد . دیدگاه اقای مهندس یک دیدگاه کامل وهمه جانبه است  وهمانطور که گفتند ایشان سالها تحقیقات کردند روی برنامه فرادرمانی و معنویات و کالبدها وهمه اینها براساس یک علم حساب شده بود ویک حرفی نبوده که همینطور زده  شده باشه و...
اینکه مهمترین ضلع درمان در کنگره ۶۰ ضلع جهانبینی است چون جسم با شربت اوتی درمان میشود ولی تازمانیکه جهانبینی  ونگرش ما درست نشود درمان اتفاق نمی افتد. شاید برای خیلی  ازهمسفران هم پیش امده باشدکه وقتی به بن بست میرسند به فال گیرو دعا نویس رجوع میکنند که سرنوشتشان را عوض کنند و همه اینها دراین سی دی رد شد  وگفتند که هرچیزی بها دارد  وما باید بهایش را بپردازیم ودرمان شدن کار اسونی نیست  وکاربسیار سختی است که بهایش زجرهایی است که درطول سفر چه همسفر چه مسافر متحمل میشوند و تغییراتی که درسفر شروع میشود همه بهای سفر کردن است وباید انرا بپردازید  ونمیتوانید از ان فرار کنید یا شانه خالی کنید ویا مسئولیتتان را گردن کسی دیگر بیندازید و باید تمام بهارا خودتان بپردازید تا به درمان و رهایی برسید. میخواستم بگویم که با این کار موتور تفکرتان روشن میشودوذهنتان را بیشتر به چالش میکشاند . و کلید فهم سوال کردن است تا زمانیکه طوطی وار یک چیزی را بخوانیدو سوالی برایتان پیش نیاید ان موقع شما ان مسئله را درک نکردید.

در سی دی معنویت گفتند که مهمترین علم چیست؟علم زندگی کردن واین یعنی چه؟ یعنی راه و روش درست زندگی کردن.  انبیا و پیامبران الهی برای چه امدند؟برای اینکه قوانین   وراه درست زندگی کردن را به ما بیاموزند. نقش علم های دیگر چیست؟ هر چیزی که بشر دارد اختراع میکند مانند علم ریاضیات و زیست و... همه اینها کمک میکند به روند درست زندگی کردن که ما با کیفیت بهتری زندگی کنیم. هدف تمام ادیان چی بود؟ این بود که انسانهارا به سمت صراط مستقیم هدایت کنند. ادیان از اولین دین تا اخرین دین که دین اسلام بوده است همه هدفشان این بوده که راه مستقیم را به ما بیاموزند.  صراط مستقیم یعنی چه؟ کوتاهترین راهی که مارا به هدف میرساند. مطلبی که گفته شد این بود که هرجا گوهری باشد روی ان را رسوب میگیرد.منظورش انحرافاتی بود که در دینها به وجود امده است. شاید الان فکر کنیم که در دین ما انحرافی نیست وکسانی هستند که دین گریز هستندو اسلام را قبول ندارند وهمه به خاطر انحرافات است. در سی دی درمورد انحرافات قرون وسطی گفته شد ولی الان هم در جامعه ما هست مثلا هر چیز خوبی که باشد نیروهای منفی می ایند وان را میپوشانند وانرا پنهان میکنند. دین را شبیه یک گوهر کرد که رویش را رسوب گرفته است وگفتند که مردم در قرون وسطی میگفتند که دین افیون جامعه است درحالیکه دین افیون جامعه نیست دین امده که انسانها را هدایت کندتا انها به ارامش برسند.ولی بعضی کارها باعث شده که انحرافاتی در دین به وجود بیاید وبعضی ها به اسم دین خیلی کارها بکنند که همه اینها باعث شد بسیاری دین گریز بشوند مثلا یک فردی بود که بالای منبر میگفت که از غذایتان ببخشید وبعد فرزند خودش غذای پدرش را بخشیده بود ووقتی که پدرش امد منزل و گفت که برایش غذا بیاورند وفرزندش گفت که من امشب غذای شما را به همسایه بخشیده ام,پدر عصبانی شد وگفت من این را برای مردم گفتم نه برای خودمان که آنها برای ما بیاورند ونه اینکه ما به آنها بدهیم و این داستان مصداق هملن انحرافات  دین است. ویک انحراف دیگری که به وجود امده  این است که میگویند معنویت در مقابل دین است مثلا خیلی از ادمها شاید بگویندما دین را قبول نداریم ولی انرژی و کائنات را قبول دارند و به قانون طبیعت و کارما اعتقاد دارند.و دین را قبول ندارند که این کاملا اشتباه است.  واتفاقا معنویت مقابل دین نیست ما تعریف درستی از معنویت نداریم اینجا کمی با این تعاریف اشنا میشویم.به دین شریعت گفته میشود که به متد و مجموعه قوانین میگویند .طریقت ؛راهی راکه طی می کنیم. وهدف ؛حقیقت است.
مطلب بعدی که گفتند این بود که راه مستقیم میانبر ندارد و بهترین راه همیشه کوتاه ترین راه نیست.بهترین راه ان راهی است که کیفیت خوبی داشته باشد مثلا وقتی وارد کنگره میشویم میگویند یازده ماه زمان لازم است تا به درمان برسید واین زمان برای ما طولانی به نظر میرسدو نمیتوانیم تحمل کنیم ولی مثلا اگر به کمپ میرفتیم زودتر به نتیجه میرسیدیم  واین میشود راه کوتاه ولی به ظاهر کوتاه است چون دوباره برگشت میخورد و حل نمیشود.ولی در کنگره وقتی یازده ماه زمان گذشت  و به رهایی رسیدیم ان دیگر شکست ندارد و زمان لازم است تا به نتیجه برسیم.باتوجه به مثلث معنویت که یکی  تئوری بود یکی پروتکل یا نقشه راه ویکی هم اجرا . باتوجه  به این مثلث که به ما میگوید تئوری راه چیست و کدام راه بهتر است و از چه راهی به نتیجه میرسیم.مثلا در تئوری فرا درمانی میگویند در کائنات انرژی هست که برای درمان بیماری هامیتوان از ان استفاده کرد. انسانها دارای چاکراهای انرژی هستند که ما به وسیله ان میتوانیم با هستی  تبادل انرژی داشته باشیم .انسان هفت چاکراه داردکه میتواند این انرژی ها را دریافت کند .بیماری اعتیاد با فرد کاری میکند که هاله تابان واین چاکراهای انرژیی آسیب میبیند.درست مانند لایه اوزون که با تولید گاز های گلخانه ای آسیب دیده وباعث میشود زمین انرژی های مضر خورشید را دریافت کند,وقتی هاله تابان اطراف انسان هم آسیب میبیند, نیروهای منفی میتوانند وارد نفس و کالبد ما شوندمثلا فرد شبها کابوس میبینندوحالا تئوری فرادرمانی چه  میگوید؟میگوید که  ما با جابه جا کردن انرژی ها این چاکراه ها را جابه جا میکنیم واین هاله را ترمیم میکنیم
  واین نیروها دیگر نمیتوانند واردکالبد  شوند وفرد درمان میشودکه اقای مهندس هم گفتند که تئوری این فرادرمانی درست است چون این چاکراه ها دراثر اعتیاد سوراخ شده اند وهمچنین همسفر که دچار تاریکی بوده وقتی گریه میکرده یا ناامید بوده به این چاکراهها اسیب زده که می ایند با فرادرمانی این چاکراهها را ترمیم میکنند که اینهم کار هرکسی نیست وان شخص باید مراحل سختی را پشت سر گزاشته باشد وتزکیه وپالایش زیادی داشته باشد تا این هاله تابان را ببیند واین کار اسونی نیست و باید یک فرد متخصص انرا انجام دهد که از عمل جراحی هم خطرناکتر است چون این در صور اشکار است ولی او در صور پنهان و بعضی مواقع اسیبهای جبران ناپذیری به وجود می اید و به خاطر همین تداخلهایی که به وجود می اید فرد کلا دیوانه میشود.پس ما اگر بخواهیم این هاله تابان را درست کنیم یکی از راههایش این است که جسم ما سالم شود وبیماری از جسم ما خارج شود که همه اینها در میزان انرژی تاثیر میگذارد. وراه دیگر همان جهان بینی است؛وقتی تفکر مادرست شود و کم کم از ضد ارزشها جداشویم  دیگر ناخوداگاه میتوانیم خودمان درمان بشویم ونیاز به کسی نیست.دقیقا مثل کسی که نمیخواهد بها پرداخت کند وسختی بکشد واز ضد ارزشها دوری کند وکم کم از کینه دست بکشد وچون نمیخواهد این کارها را بکند میرود پیش کسی تا این چاکراهها را جابه جا کند و ترمیم کند  ودر واقع میخواهد یک شبه اینهارا درست کند که امکان پذیر نیست یا مثلا در اعتیاد نمیخواهد سختی هایش را تحمل کند چون سخته که مواد را کم کم کنار بگذارد ودر جنگ است هم از لحاظ تفکر وهم از لحاظ جسمی وبعد شخص میخواهد با فرا درمانی  این مشکلات راسریع حل کند. 
دقیقا مشکل فرادرمانی در مقولهء اجراست.فرادرمانی شاید تئوری اش درست باشد ولی اجرایش غلط است  وما به نتیجه نمیرسیم چون ان چیزی که مارا به نتیجه میرساند اجراست. حتی در کنگره هم که اموزشها داده میشود اگر همسفران و مسافران اجرا نکنند به نتیجه نمیرسند.

مطلب بعدی درمورد این بودکه صور اشکار و پنهان نفس انسان در هفت نقطه بهم اتصال دارندو کامل از هم جدا نیستند وفقط در زمان مرگ ازهم جدا میشوند و جسم میماند و نفس به سفر خود دربعدهای دیگر ادامه میدهد  پس وقتی به این اگاهی ها رسیدیم به این نتیجه میرسیم که باید بهای هرچیزی را پرداخت کنیم. همه ما در زندگی گذشته مان مسلماً اشتباهاتی داشتیم وهمه ما یکسری راه غلط در زندگیمان رفتیم وگرنه الان در کنگره نبودیم چون کنگره جای ادمهایی که هیچ مشکلی ندارند وسالم هستند نیست ما به کنگره امده ایم تا این اشتباهات را کنار بگذاریم وجبران کنیم.
مادر نفس یک جن درون داریم،یک روح درون. روح القائات مثبت و جن القائات منفی. نفس هم مرتبه دارد.نفس اماره که تحت القائات جن است  واگر تحت القای روح باشد میشود نفس مطمئنه که همه کارهایش معقول و مثبت است  و اگر هم تحت القای جن و هم تحت القای روح باشد میشود نفس سرزنشگر ولوامه که اکثراً افرادی که وارد کنگره میشوند و اموزش میبینند وارد نفس لوامه میشوند یعنی اگر یک ضد ارزش را انجام دادیم ودچار سرزنش وعذاب وجدان شدیم ؛یعنی نفس ما  به مرحله ای رسیده که قدرت تشخیص فعل بد را از خوب دارد مثلا قدیم که ما جیب مسافرانمان را میگشتیم فکر میکردیم چه کار خوبی کردیم و اصلا عذاب وجدان نداشتیم.ولی وقتی در کنگره اموزش گرفتیم وفهمیدیم که این یک فعل ضد ارزشی است پس وقتی اینکاررا انجام دادیم باید خودمان را سرزنش کنیم و عذاب وجدان بگیریم و دیگر اینکاررا نکنیم وباید به این قدرت تشخیص برسیم.

مطلب بعدی این بودکه ان چیزی که در قران امده همه برمبنای علم ودانش بود انقدر خداوند به علم اهمیت میدهد که حضرت محمد(ص)فرمودند: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت بدون تفکراست. یعنی عبادت بدون تفکر به درد نمیخورد و  نباید فقط از روی وظیفه نماز بخوانیم یا روزه بگیریم بلکه باید تفکر داشته باشیم. پس معنویات هم باید برمبنای تفکر باشد.
قران به انسانها بشارت داده که تعقل کنند وبهترین سخن هارا انتخاب کنند. در مسئله اعتیاد مثلا کسی میگوید متادون درمانی ، دیگری میگوید فرادرمانی،و... ما باید ببینیم بهترین راه کدام است؟ حالا ما از کجا بفهمیم که بهترین راه کدام است؟باتوجه به الگوهایی که میبینیم ومتدهایی که انجام شده  و نتیجه هایی که به دست امده است میتوانیم بفهمیم که بهترین راه کدام است.
درمورد  تعقل خداوند یک قاضی  درون ما قرارداده به نام عقل؛
خداوند به ما قدرت عقل نداده که آکبند نگهش داریم باید از ان استفاده کنیم وقاضی را به کار بگیریم وببینیم کدام راه درست است واز قدرت عقل استفاده کنیم.مثلا قبلا که به کنگره نیامده بودیم تحت فرمان نفس اماره بودیم،مثلا هر کسی پیشنهاد میداد ما سریع قبول میکردیم مثلا اگر میگفتند متادون درمانی خوب است سریع و بدون تعقل قبول میکردیم حالا که این اموزشهارا گرفتیم هر مسئله ای که پیش می اید باید درمورد ان تفکر و تعقل کنیم.
صور اشکار چیست؟ ان چیزی که ما میبینیم و قابل لمس و درک  وحس است را صور اشکار میگویند.
صور پنهان چیست؟ ان چیزی که نمیبینیم وقابل درک نیست که به ان ماوراءطبیعت یا متافیزیک  میگویند. در صور پنهان ما نسبت به ان موضوع درک واگاهی نداریم  ولی وقتی درک واگاهی پیداکردیم ان میشود صور اشکار.مانند قران که یک کتاب پنهان است پس چه کسانی میتوانند قران را درک کنند؟ انهایی که تزکیه و پالایش کردند مثل مطهرون. کسی میتواند این کاررابکند که وجودش از ضد ارزشها پاک باشدو به درک بالایی رسیده باشد. قران یک کتاب پنهان است و بشر هنوز انرا درک نکرده و درمان خیلی از بیماری ها در ان هست که ما نمیدانیم چون اسیر تاریکی ها هستیم و نمیتوانیم حقیقت انرا دریابیم چه برسد به اینکه بخواهیم عمل کنیم. پس اول باید به دانایی برسیم و بعد به دانایی موثر برسیم.
مطلب بعد درمورد احیاء بود کسانی که به کنگره می ایند انگار دوباره احیاء میشوندو خداوند دوباره به انها زندگی میدهد.اولین احیاء درمورد تفکر است مثل وادی ها که اولین وادی تفکر است، تا زمانیکه در تفکرتان احیا نشدید در بیرون هم برایتان اتفاقی نمی افتد و با تفکر درست به جهانبینی درست هم میرسید.هر مشکلی که برایمام پیش می آید مشمول سنت ابتلا وامتحلن میشود وامتحان مسافر با اعتیادش است و امتحان همسفر زندگی کردن با فرد مصرف کننده است.  .خداوند میخواهد ما حرکت کنیم و از ان مرحله  رد شویم؛ تا زمانیکه انسان دچار مشکلات نشود حرکت نمیکندووقتی همه چیز مهیا باشد ورنجی نباشد حرکتنمیکنیم وتلاش بی مفهوم میشود.ما از روز الست یک حرکتی را شروع کرده ایم و میخواهیم به روز موعود برسیم. در این مدت باید سفر کنیم ودر سفر به تکامل برسیم و رشد کنیم. رشد ما در گرو چیست؟در گرو امتحانها پس از امتحان نمیتوانیم فرار کنیم. وقتی امتحانتان را پس نمیدهید بار دوم امتحان سختتری جلو راهتان قرار میگیرد.پس باید اموزش این مرحله را ببینید تااز ان مرحله رد بشوید وتا زمانیکه اموزش نگیرید نمیتوانید از این مرحله رد بشویدو مشکلتان حل بشود .پس با گرفتن اموزشها میتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم.
زیباترین شکل ممکنی که شیطان  در اعتیادانسان را فریب میدهد این است که میرویم سراغ فرادرمانی  یا متادون درمانی و...یا وقتی غیبت میکنیم میگوییم داریم دردو دل میکنیم یا وقتی در کار مسافرانمان تجسس میکنیم میگوییم که من میخواهم مسافرم در مسیر صراط مستقیم باشد.ما مسئول رفتارها واعمال خودمان هستیم نه دیگران چون مارا بااعمال خودمان میسنجند نه اعمال دیگران. پس دراین بعد هم انرژی خودمان رابیهوده هدر ندهیم پس این میشود همان زیباترین شکلی که شیطان انسان را فریب میدهد.انسان به شکلهای متفاوت امتحان میشود یکی با پول یکی با بی پولی یکی با زیبایی و...ماباید بتوانیم ماموریت خودمان را درست انجام بدهیم.ما برای یک هدفی به این دنیا امده ایم وباید جایگاه خودمان  را پیداکنیم.ایا ماموریت ما این است که درمسافرمان حل بشویم؟ایا ماموریت ما این است که اگر مسافرمان خوب است ماهم خوب باشیم یا اگر حالش بد است حال ماهم بدباشد؟نه اصلا ماموریت شما این نیست وجایگاه شما چیز دیگری است بلکه ما باید در کنار مسافرانمان کامل بشیم انها معلم های ماهستند و  با اعتیاد  امده اند تا ما قوی بشویم.

پس ما نباید دچار انحرافات بشویم و باید دوربین را روی خودمان زوم کنیم وخودمان را باخودمان مقایسه کنیم وحواسمان باشد تا از امتحان سربلند بیرون بیاییم. وبعد باتوجه به اموزشهایی که میگیریم میفهمیم که مسافرانمان به ما خدمت کردند که مارا وارد کنگره کردند وانها عاشق ما بودند که ما را به کنگره اوردند تا بتوانیم به ادم های بهتری تبدیل شویم.
امیدوارم که بتوانیم همسفرهای خوبی باشیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 بهمن 1396 07:59 ق.ظ
خانم سمیه،خواهر خوبم.خیلی خیلی خوب و کامل در مورد سی دی معنویت توضیح دادید.خدا قوت.
یکشنبه 17 دی 1396 11:44 ق.ظ
خدا قوت بسیار مطالب را خوب شکافتید خداوند به قلمتان برکت بدهد از خداوند کمک بگیریم تا همسفرهای شایستهای برای مسا فران خود باشیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :