تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه باقری - گزارش لژیون با دستور جلسه نقاش ماهر
 
وبلاگ همسفر سمیه باقری

آن مطلبی که در وادی اول عنوان شده عبارتی که راجع به همه چیز مثل صفحه سفید نقاشی است ذره ذره تصویر پدیدار می گردد از معنای آن هم زشت هم زیبا هم خوب هم بد پدیدار می گردد ما می خواهیم بدونیم منظور از این عبارت وادی چی هست که حالایک کم در سی دی جنگ افکار متوجه شدیم که صفحه سفید نقاشی چیست امروز هم انشاا... در سی دی نقاش ماهر بیشتر آشنا می شیم اول سی دی در مورد مثلث درمان صحبت شد جسم روان و جهان بینی مثلا جسممان عهده دار سیستم ایکس است جهان بینی هم همون افکار و اندیشه امان هست اما گفت روان همان خلق و خو است و رفتار انسان است یکی بد اخلاق و یکی خوش اخلاق و یکی غمناک یکی افسرده است



سمیه همسفر
در رابطه با مثلث درمان صحبت کرد گفت اکثر بیماری ها که توی جسم بروز میکنه به خاطر سیستم ایکس است حالا بیماری های اعتیاد توی مسافرهامون و هم بیماری های دیگه بیشتر بخاطر عدم تعادل ناقل های عصبی یا همون سیستم خمر های طبیعی بدن یا سیستم ایکس است این از لحاظ جسمی است وجهان بینی هم فهمیدم چیه همون تفکر و اندیشه تعریف جهان بینی تو جزوه جهان بینی 1 این است که آن چیزی را که نسبت به جهان پیرامونمان نسبت به خودمان ادراک می کنیم و احساس می کنیم بهش می گن جهان بینی که همون تفکر و انیشه ما است پس اگر تفکر و اندیشه وافکار ما هم بیمار باشد روی جسم ما هم اثر می گذارد اکثر همسفر ها این مشکل را دارند وقتی میایم به کنگره و آموزش می بینیم. به یک آرامشی از لحاظ ذهنی و فکری می رسیم و می بینیم خیلی از مشکلات جسمی که داشتیم به مرور زمان خوب می شه مثلا درد های معده ای که داریم یا بی خوابی هایی که داریم همه اینها نشان دهنده این است که واقعا افکار ما روی سیستم ایکس ما تاثیر می گذارد و روی ناقل های عصبی ما هم تاثیر می گذارد و در نهایت دچار بیماری ها می شویم که خود آقای مهندس گفته که کلی از بیماری ها به نظر ایشون از همین عدم  تعادل سیستم ایکس است حتی ام اس سرطان انواع بیماری هایی که لا علاج هستند همشون به خاطر ناقل های عصبی است که خوب ترشح نمی شوند کتابی هست به اسم شفای درون که نویسنده اش خانم لوییز لی که سرطان داشتند با استفاده از افکار تونستند به سرطان خودشون غلبه کنند و یکی از افراد بزرگی هستند که توی همین تفکر تمرکز کردند.و جالب که وقتی کتابشان رومی خونی راجع به هر بیماری نشان داده که مثلا کم خونی رو نوشته عدم شادی توی زندگی میتونه برای شما ایجاد کم خونی بکند مثلا راجع به یبوست خساست هست یعنی هر فکری که در درون ما هست می تونه روی جسم ما و بدن ما تاثیر بگذاره ولی کلا همه چیز به افکار مربوط میشه هر فکری را نوشته مثلا جوش پوستی ریزش مو و... همه اینها به علت یک سری افکار و اندیشه هست عبارات تاکیدی مثبت مناسب با آن مشکلی که داریرا بکار میبریو روش تاثیر می گذاری و ایشون توانستند به سرطانشون غلبه کنند به یک بیماری بزرگ. بعد از اون تونستند که کتاب رو چاپ کنند و در اختیار دیگران قرار بدهندپس می خوام بگم واقعا که عقایدی که باورش برایمان  خیلی سخته ولی افکار ما ن روی جسممان تاثیر می گذارد پس جهان بینی همان افکار ما است.

 حالا روان چیست ؟
قبلا هم صحبت کردیم و توی سی دی هم صحبت کرده روان معنیش خلق و خو رفتار. خلق و خو از دو ضلع جسم و جهان بینی نشأت می گیرد جسم می شه سیستم ایکس و جهان بینی افکار و اندیشه اگر یک نفر بخواهد روان متعادلی داشته باشد و خلق و خوی متعادلی داشته باشد باید هم جسم سالمی داشته باشد هم تفکر و اندیشه سالمی داشته باشد مثلا مسافرهامون بعضی ها می گویند معتاد ها بیماران روانیند ولی اینها بیماران روانی نیستند بیماران جسمی هستند که جسمشان باعث شده اون مشکلات روانی هم بوجود بیاد مثال خوبی زده شد  که گفت مثلا کسی که الکل مصرف می کند اون کارهایی که می کنه اثر الکل هست و این نیست که روانش بهم ریخته بخاطر مصرف الکل سیستم ایکسش ناقل های عصبی اش میزانش نا متعادل میشود بعد اون رفتارها رو می بینی مثلا دوپامین بیاد پایین طرف پارکینسون می گیره توی مریضیهای مختلف اگر مقدارش برود بالا اسکیزو فرنی می گیرد یعنی همان ناقل های عصبی روی بیماری های مختلف می شوند بیماری های روانی مختلف و می تونه اثر بگذارد که حالا توی کنگره هم دیدند که مسافر ها خیلی بیماری های مختلفی داشتند و با درمانی که در کنگره انجام می گیرند خودشان می گویند من میگرن داشتم یا مشکل دیگر داشتم با سفری که داشتم بیماریم خوب شد و مسافر خود من گرفتگی عروق کرنری داشت با سفری که کرد خوب شد تمام اینها نشان دهنده تعادل سیستم ایکس است کمک می کنه به تعادل جسم ما و در نهایت به تعادل روان ما این نکته اولش بود گفت90%بیماریها می تونه علت همین عدم تعادل سیستم ایکس باشه مگر مثلا بیماریهایی مثل شکستگی استخوان یا بیماریهایی که در اثر حادثه بوجود میادو در اثر مرور زمان مبتلا نمی شه یک اتفاقی می افته حالا اونا که به دلیل آسیب دیدگی که در یک حادثه رخ میده قدیمی ها بیماری هایی رو مثل گواتر که بهش غمباد می گفتند طرف غمباد کرده که بخاطر افکار و اندیشه است اونها رو می ریخته تو درونش و مثلا خود تیروئیدش ورم می کنه و بیماری گواتر می گرفته همه سرطان ها میگن که بیشترش بخاطر کینه های عمیقی هست که در بدنشان نگه می دارند این کینه ها بصورت توده بروز می کنه پس هم افکار اندیشه روی روان تاثیر می گذارد و هم جسم که همان سیستم ایکس هست بعد در ادامه در مورد تفاوت انسان با سایت موجودات صحبت کرد
همسفر زهرا.    خداوند در انسان روح دمیده ولی مخلوقات دیگر بدون روح هستند و ما انسانی هستیم که اختیار دار هستیم و حق انتخاب داریم یا فجور یا تقوا را فرق ما با مخلوقهای دیگه همین انتخاب است
این دوتا درسته و یک تفاوت دیگه هم داره انسان به تکامل می رسه یا کامل به دنیا آمده؟ آیا حیوانات کامل به دنیاآمده اند یا انسان ؟ همسفر اقدس خداوند جسم انسان رو کامل آفریده و انسان به تکامل می رسدهمسفر زهرا.  ما را کاملا بوجود نیاورد مثال گوسفند که از 2000 سال پیش هم به همین صورت بود و حتی موقع ذبح هم نمی داند که چه بلایی سرش میاد حتی حیوانات دیگر هم همینطور
تفاوت هایی که در این سی دی اشاره شد فرق انسان با مخلوقات به این صورت است که خداوند وقتی انسان را آفرید به خودش گفت تباک الله. احسن الخالقین یعنی به خودش تبریک گفت و گفت تو بهترین مخلوق را خلق کردی حالا تو این سی دی سه تفاوت انسان با سایر موجودات را بررسی کرد اولین تفاوت که خیلی هم راجع بهش صحبت کردیم اختیار است مثلا حیوانات همه کارشون از روی غریزه است وقتی گرسنه میشن فقط میرن می خورن براشون مهم نیست این علف مال خودشه مال همسایس مال کدوم باغه چجوریه با چی درست شده ؟ولی انسان توی همه چیزهاش صاحب اختیاره پس اولین تفاوت اختیار بود در صورتی که بقیه موجودات حیوانات بر مبنای چی هستند ؟غریزه یا همان جبر یا همان چیزی که آفریده شدند دومین تفاوا چی بود ؟انسان دارای روح است یک چیزی که تقسیم بندی خوبی تو کنگره شده و ما فکر می کردیم که انسان یک جسم دارد و یک روح دارد کل صور پنهان رو می گفتیم روح در صورتی که اشتباهه تو خود کلام الله. هم گفته من نفس شما رو تحویل می گیرم روح رو تحویل نمی گیرم پس میگه که انسان یه موجودی است که حالا صور پنهان که توی کنگره گفته می شود و صور آشکار. نفس چی بود تعیین موجودیت می کنه هم در ظاهر هم در باطن وقتی بخواهیم درکش کنیم به اینصورته وقتی شما می خوابید و خودتونو می بینید اونموقع جسم شما نیستش پس نفس شماست نفس ما است که داره این سیر و سفرها رو میکنه و بیرون میاد اما روح یک چیز مثبته یک چیز الهی است که از وجود خود خداونده فقط به انسان داده شده که انسان رو هدایت کنه توی همون مثلث نفس واحده که می گفتیم نفس روح جن روح درون ما داره ما رو هدایت می کنه پس هیچ کدوم از مو جودات حالا از گیاهان گرفته یا از حیوانات گرفته از جنادات گرفته. هیچ کدوم دارای روح نیستند فقط انسان هست که دارای روح است سومین تفاوت که اشاره شد این بود که خلقت موجود های دیگه کامل بود یعنی چی؟ یعنی مثلا مثال گوسفند و زد گوسفند با 2000 سال پیش هیچ تکاملی توش رخ نداده همون شکل بوده شاید به صورت ذره ای مثلا یک ذره مدلش یا دمش کوتاه و بلند شده اما خلقت انسان رو اگه نگاه کنیم نسبت به 2000 سال پیش خیلی تکامل یافته حتی روی کتابها نگاه میکنی انسان اول کمرش خمیده است حتی از لحاظ جسمی و ظاهری هم ذره ذره انسان کامل شده و تکامل پیدا کرده پس می گیم که سومین تفاوتش که خداوند در  سی دی نقاش ماهر اومد انسان رو تا یک حدی خلق کرد بعد گفتش که این قلم مو و این رنگ دست تو بقیه رو خودت نقاشی کن پس منظور از صفحه سفید نقاشی هم میتونه جسم ما باشه که توی وادی اومده هم می تونه افکار فکر و ذهن ما باشه پس گفت یک ضلعش می تونه فکر یا ذهن (تابلوی نقاشی)یک ضلعش نقاش هست نقاش کیه؟نفسمون و خودمونیم وثلع دیگر ابزار و رنگ و قلم مو که همین روح یکی از ابزار هایی است که به ما داده شده یا مثلا همون آموزشهایی هست که داریم می گیریم یکی از ابزارهایی است که ما می توانیم نقاشی امان را کامل کنیم پس اینکه یکی دیگه از تفاوت اصلیش توی این بوده یک سوال پیش میاد آیا انسان موجودی ناقص بوده یا نه؟کامل بوده از لحاظ جسمی هم اعمال خودمان می تواند تاثیر بگذارد روی جسممان تا یک جایی ماشین در اختیار ما قرار داده مثلا کسی که پر خوری میکنه دست خودش هست خداوند که نمیاد او رو چاق کنه و بعد دچار بیماری های مختلف بشود این خودشه که میاد نفس خودشو تربیت نمی کنه نقاش میاد زیاد می خوره بعد رو جسمش هم تاثیر می گذارد یا مثلا مثالی که زد گفت درون ما همه چیز درون ما بالقوه خداوند قرار داده که باید با استفاده از آموزش به بالفعل تبدیل کنیم درون هممون هنر های مختلف هستش چرا ما مثلا یک بز رو بیاریم بهش هر چقدر نقاشی یاد بدیم یاد نمی گیره به هر انسانی باهر توانایی تحت آموزش قرار بگیرد بالاخره قدرت نقاشی رو دارد این نشاندهنده اینست که درون ما بالقوه قرار داده ما باید خودمون با آموزش و تلاشمان به بالفعل تبدیل کنیم پس یکی مثلا یکی تو دوره حیاتش میاد میره درس می خونه دکترا می گیره یکی بی سواده میره رشته هنر موسیقی یاد می گیره سازهای مختلف می زنه و دیگری اصلا بلد نیست پس این تکامل دست خودمان است که بتوانیم ابعاد مختلفمون را رشد بدهیم با آموزش تا انسان کاملتری بشیم در مورد جسم هم مثال اتومبیل را می گوید مثل این میماند که اتومبیل زیر پا یمان است و داریم باهاش رانندگی می کنیم همسفر سمیه گفت فقط با ماشین رانندگی می کنیم کلاج و ترمز و می شناسی و از درونش خبر نداری یاتاقان چیه موتورش چیه باطریش چیه ؟فقط ماشین رو میرونی بعضی موقع ها بنزینش تمام می شه بنزین می زنی یا خودت گرسنه میشوی غذا می خوری هیچی از درون خودت خبر نداری مثلا نمی دونی قلب چیه مگر آنهایی که آموزش دیده اند
نقاش ماهر کیست؟خداوند بوده است مثال خیلی جالبی زد وقتی شما سوار اتومبیل می شوید و رانندگی می کنید خیلی چیزهارو نمی دونید این وسیله در اختیار شماست که رانندگی کردن رو باهاش یاد بگیرید ولی از اجزای اون که توشه هیچ اطلاعی ندارید جسم ما هم همینطوره این جسم به ماداده شده خداوند این را آفریده برای ما تو این سفری که از تولد مون تا مرگمون با ما همراهه این جسم در اختیارمونه این جسم تا باهاش این آموزش هامونو بگیریم و با ما همراهی کنه گفتش که حتی ما رشد موهامون رو هم نمی تونیم و چیزهای جزئی که داره انجام میشه توی جسم ما اگر در اختیار ما بود هیچ کدامش را نمی تونستیم انجام بدیم حتی نفس کشیدن تحت اراده خداوند هست دست ما نیست اگر اینجور بود یادمون می رفت نفس بکشیم هممون یک بار نفس کشیدن عادی رو که هیچ وقت و واقعا هیچ کداممان شکر گزارش نیستیم همینو اگه دست خودمون میسپورد مطمئنا همه میمردیم پس جسم در اختیار ما قرار داده شده و مثل ماشینه خیلی چیزهارو نمیدونیم اما در کنارش داریم رانندگی می کنیم و جسم هم در اختیار ما قرار داده شده خودش داره منظم همه کار هاشو می کنه تک تک سلولها هوشمندن دارن کلی مواد غذایی را جذب. می کنند فقط ما بنزین و روغن می ریزیم و آب و غذا می دهیم و ما یک وظیفه ای در برابر جسم داریم بعضی ها می گو یند این جسم مهم نیست حالا تفکراتشان اینجوری است تفکراتشان را در صور پنهان می دونند کنگره 60 می گوید خیلی مهم است حتی جالب است بدونید وقتی ما به جهان دیگر سفر می کنیم هر بیماری که گرفته باشیم رو با خودمون می بریم مسافرهامون اگر تو این بعد و تو این جهان درمان نکنند وقتی از خاک در میان دوباره گرفتار مشکل اعتیاد هستند در مورد اعتیاد جسم مهم است و بی اهمیت نیست ما در مقابلش وظایفی داریم گفت هم از لحاظ ظاهری و باطنی باید بهش برسیم از لحاظ ظاهری چی بود ؟ به جسم اهمیت بدهیم هر تغذیه ای را بهش ندهیم مواد مخدر قرصهای اعصاب مسکن ها را بیخودی استفاده نکنیم همه اینها جسم را تخریب می کند این از لحاظ ظاهر میشود در مورد ورزش هم نکاتی را گفت باید متعادل و به اندازه باشد متناسب با سن باشد و کسی که ورزش نکرده نباید ورزش شدید کرد باید کم کم از پیاده روی و بعد از ورزش های سبکتر شروع کنیم. جوال سیاه با شستن سفید نمیشه جوال از موی بز هست هر چقدر بشوری سفید نمیشه بعضی ها در سن بالا می روند ورزشهای خیلی سنگین می کنند و فکر می کنند که برایشان جوانی میاره در صورتی که تخریب ایجاد میشه چون استخوان ها ظرفیت قدیم رو ندارند مثلا شاید دچار شکستگی یا مشکلات دیگری بشود. پس در مقابل جسم این ماشینی که در اختیار ما قرار گرفته ما وظیفه داریم اونو به بهترین شکل باید نگهداری کنیم یکی در مورد تغذیه که در سی دی های اخیر آقای مهندس می گویند که هر چیزی را نخوریم مثلا سوسیس و کالباس درسته خوشمزه است یا پیتزا نباید بخوریم و یکی از لحاظ تغذیه که باید چی بدهیم خیلی از بیماریهای ما آقای مهندس می گوید بیشتر به خاطر کمبود اون موادی است که در بدنمان هست چون تغذیه مناسب نیست همه چیزمان مثلا سوخت خوب باید در اختیار ماشینمان قرار ندهیم به جای سوخت خوب آب بریزیم خوب حرکت نمی کنه پس یکی مراقب تغذیه و یکی ورزش رو داشته باشیم و باید متعادل باشد گفت یک سری از اینور میفتن یک سری از اونور یک سری اونقدر ورزش می کنند و یا روی غذا خوردنشان خیلی حساس میشن که این بو میده و چیزهایی که دوست نداریم باید بخوریم مثلا سیرابی اگر بو میده باید بخوریم یا کله پاچه دوست ندارین باید بخورین کلا یکی خیلی اهمیت میده یکی بی اهمیت میشه نسبت به مسائل
در مورد حلقه های حیات همسفر سمیه گفتند حلقه ها مثل تونل می مونند و داخلش را بسته اند و تا تهش باید بری تا تهشو ببینی از اول نمیشه انتهاشو ببینی جهان خودمون مثل حلقه می مونه می تونیم ببینیم؟  اگه حلقه هارو بشکافی ذرات درونش را ببینی حرکت بکنی مگه مسافر خاص باشه که بتونه از این فضا عبور کنه
دقیقا در مورد حلقه های حیات کلا در مورد آموزشهایی که تو کنگره می گیریم

اگه مثلا مثل خیلی آدمهای دیگه که می گن این دنیا هستش چون مصرف کننده ها هم این تفکر باید باشه میگن این دنیا دوست دارم حالشو ببرم مصرف کنم سی دی جهان بینی دو برای این کار می کنیم که همه چیز محدود به این دنیا نیستش جهان های دیگه هم وجود داره حتی توی این دنیایی که ما الان زندگی می کنیم خیلی از جهان ها خیلی موجودات دیگه زندگی می کنند توی این فرکانسی که ما هستیم منتها ما نمی تونیم ببینیمشون مثل یک لوله اینو در نظر بگیرید این حلقه های حیات مثل یک تونله که وقتی می شکافیش می بینی اینا حلقه حلقه موازی همند ولی راه ورود به حلقه بعدی رو نداریم مگه اینکه بتونیم یک سری کار هایی روی خودشون می کنند که میتونند کشف و شنود کنند اونم انسان های خاص بین حلقه های حیات ولی فقط زندگی ما محدود به این دنیا نیستش مثلا برای چی میگه باید نقاش ما نقاشی کنی روی ذهنت جهان بینی رو یاد بگیری تفکرت رو خوب بکنی و مشکلاتتو کم کنی و زندگی ما محدود به این دنیا نمیشه اگه این بود انسان هایی که می گفتند ما این جسممان را دوست داریم لذت ببریم حالا بعد می خوایم بدیم خاک موریانه و ملخ و بقیه موجودات بیان بخورن بعد خودم نا بودش می کنم ولی اینکه واقعا جهان های دیگه هستش حالا گفتش که به تعالیم دینی میگن برزخ یا مثلا جهان آخرت پیمان الس عالم زرد همه اینها حلقه های حیات هستند
گفت پیامبران برای چی اومدن همشون اومدن تا به ما بگن یک جمله اساسی بدی بده و خوبی خوب اگه همین یک جمله رو متوجه بشیم که وقتی داریم کار خوبی می کنیم باز تابش به خودمون بر می گرده کافیه وقتی داریم بدی می کنیم باز هم باز تابش به خودمون بر می گرده سیل پیامبران از آدم تا خاتم آمدند که فقط همین یک مورد روحال به زبان های مختلف با دینهای مختلف ولی اساس همشون یکی بود اینکه بگن بدی کردن بده خوبی کردن خوبه هر چیزی که غیر از صراط مستقیم باشه نتیجش بده هر کاری که شاید اوایلش خوبه مثلا کسی که میره دزدی می کنه یک پول زیاد میاد دستش هیچ زحمتی نکشیده و فکر می کنه چقدر زرنگه چقدر کار خوبی کرده ولی نهایتش چی میشه اون مالی که داشته از بین میره پس این همون نشون دهنده اینه که هر کاری که از راه مستقیم دور بشیم برای خودمون مشکل و مسئله تراشی می کنیم و فعل ضد ارزشی که انجام میدیم عاقبتش چیه ؟ گریبان خودمونو میگیره و به خودمون بر می گرده بعضی موقع ها هم بعضی انسان ها تحصیلات دارند و اونهارو منیت بر می داره و می گه من همه چیزو میدونم در صورتی که از عهده یک بیماری ساده بر نمیایم واقعا بزرگترین پزشکها که میگن ما خیلی می دونیم یک بیماری ساده رو نمی دونند خیلی از بیماریها درمانی نداره و ما هنوز پی نبردیم بهش.  اصل چی بود یافتن پیدا کردن راه اصلی ترین چیزیه مثل قبل از کنگره راهمان را پیدا نمی کردیم اینور و اونور میزدیم چون راهمان را پیدا نمی کردیم همش به نتیجه نمیرسیدیم و به بیراهه می رفتیم مشکلاتمون هی بدتر وبدتر می شدپس اصل پیدا کردن راهه الان تو کنگره درمان اعتیاد و پیدا کردیم بعد باید چیکار کنیم بعد از پیدا کردن راه ادامه بدهیم حرکتمان را بعضی ها میان کنگره میگن وای ما چقدر بیایم کنگره و بریم اینا خوب نمیشن و وقتی می خواهین یک میخ رو بزنین به دیوار با یکبار زدن که نمیشه  باید چکش رو بارها بزنید و اونقدر فعل و تکرار کنید تا میخ بره داخل دیوار اگه می خواین تو کنگره نتیجه بگیرید آنقدر باید این آمدن و رفتن ها رو تکرار کنید بعضی ها می گن چقدر سی دی گوش کنیم یک کمک راهنما گفت بچه های لژیونشون میگفت مطالب سی دی ها همه چقدر تکراریه بعضی ها چون دانایی خودشون تو یک مرحله مونده همه چیزو تکراری می شنوند ولی اگه دانایی رشد کرده باشه تکراری نیست اصلا حالا اگه تکراری هم باشه چون آموزش روی تکرار رخ میده مثل همون میخ میمونه وقتی تکرارنکنی. به نتیجه نمی رسی پس اول راه و باید پیدا کنیم بعدهم راه و ادامه بدیم یکی هم در مورد این گفتش که شخص باید با خواست و آگاهی خودش بخواد کسی رو ما نمی تونیم زور کنیم و اجبار کنیم گفت یک موقع کسی هست که تودریا داره غرق میشه و هر چی می گیم دستتو بده دستشو نمیده پس ما نمی تونیم به زور دستشو بگیریم چون خودش نمی خواد دقیقا تو کنگره هم همینطوره میگن مسافر باید خواست درمان اعتیاد و داشته باشه مثلا با دو تا مامور اینو به زور بیار بنشونش روی صندلی و تا زمانی که خواست درمان نداشته باشه نمیشه اجبار کرد و خیلی از همسفرها مثلا راهنما به زور نمی تونه بنشونه روی صندلی اونی که خودش خواست داره میاد می شینه و بر نامش پیش میره ولی اونی که خواست نداره هیچ کس نمی تونه بیاره و اگه به زور بیاد که نتیجه نداره مثل کار های خیلی از همسفرها مثلا راجع به مسافرهاشون می کردند خیلی تحت فشار میزاشتن نهایتا 6 ماه می تونستن یا 3 ماه می تونستند کنترل کنند و چون مسافر خواست خودش نبود دوباره می رفت سر خونه اول پس این هم خیلی مهم است که انسان برای رسیدن به هر چیزی باید خواست و آگاهی خود انسان هم باشه توی جزوه جهان بینی هم میگه تنها کسی هم که میتونه علاقه و خواست رو درون خودش بوجود بیاره خود شخص است نه مربی نه راهنما نه همسفر هیچکس نمی تونه بلکه خودش خواست اون درمان رو باید داشته باشه فقط همسفر میتونه القا مثبت بکنه یعنی چی ؟وقتی همسفر تجربه روشنایی رو داشت و تونست درک کنه آگاهیش رفت بالا و القا بکنه رفتار مثبتش رو نه اینکه بهش ناخود آگاه بگه و بهش القا میشه که اون هم خواست درمان دردنش شکل بگیره در مورد حرکت عاقلانه و حساب گرانه و کمکهایی که بچه ها میکنند می خواهم صحبت کنم مثلا گفتش که طرف مرزبانه ازش میپرسن که کجا میری میگه من مرز بانم. مدیریت اجرایی کنگره رو دارم میگه چقدر حقوق می گیری میگه هیچی میگن ای بابا عقلت کار نمی کنه میگه تو چی اتفاقا این عقلش کار می کنه این حرکتش عقل گرایانه است حساب گرایانه نیست چون اون چیزی که عقل میگه درسته همیشه ولی میگه که بخشش هایی که ما می کنیم در مورد حسابگری میگه و قبلا حاضر بودیم و این کارو می کردیم بفروشیم پول بدیم غرض کنیم تا مسافرمون یک روز درمان بشه چقدر پول به پزشکها دادیم داروهای گیاهی دادیم و خیلی کارهای دیگه و الان چون کنگره دست خودمونه می خواهیم پول بدیم میگیم نه و دیگه میفتیم تو حساب وکتاب چون دست خودمونه میگه اگه تونستی ببخشی اتفاقا حرکت عقل گرایانه انجام میدی چون کنگره داره یک رهایی رو مفت و مجانی بهت میده و حاضر بودی که فرش زیر پاتو بفروشی بدی ولی الان اومدی یک بخششی کردی این حرکتهای عقل گرایانه است خدایی نکرده حرکت بی عقلی نبوده و حساب گرایانه نبود واقعا می بینید یعنی این پولهارو برای کمپ می دهید ولی در کنگره 50 تومن یا 100 تومن می خواهید بدهید می گین که وای من الان فلان مشکلمو چطور حل کنم چون دست خودمونه و خیلی ارزش داره مثالی که تو این سی دی گفت به پیامبر گفتم فلانی مرده گفتش که اینکه تو حیاتت بتونی ببخشی یعنی ببینید یک دونه خرما رو با انبا رهای خرما ارزشش بالاتر بود اگه بتونی ببخشی مهم این است که یک خرما را در زمان حیاتت بتونی ببخشی چون مرده  بچه اش هم دستش نمی رسه تو خیلی از خانواده ها زیاده بچش هم نمیتونه پول بده میگه مگه من مسئول مشکلات زندگی توام و کلا اینها همشون حساب کتابه یعنی من مثلا انقدر بخشش میکنم و هیچ کارحساب گرایانه  به نتیجه نمیرسه در مقایسه با کاری که عقل گرایانه باشه چون اولین چیزی که خداوند خلق کرد عقل بود وعقل هیچوقت اشتباه نمی کنه عقل عادل هستش و هیچوقت اشتباه نمی کنه و انتخابش درسته از انسان چی باقی می مونه؟ خوبی بدی باقی میمونه آن چیزی که از انسان میمونه واقعا چه بذری از خودت به جا گذاشتی همسفر اقدس پیر مردیکه درخت گردو می کاشت و یک جوون میاد میگه چی میکاری و پیر مرد میگوید دیگران کاشتند و ما خوردیم ما میکاریم دیگران بخورند
و همینکه ما پول می گذاریم که شعبه آکادمی خریداری بشه حالا ما هم یک جزوی از اونجا رو خریده باشیم مثلا سنگریزه اونجا رو  از طریق لژیون مالی تا هست به ما میرسه هر مسافری که میاد اینجا به درمان و رهایی میرسه ثوابش هم به ما میرسه این میشه بذری که از خودت به جا گذاشتی  زمینهای وقفی می خرند مثل مسجد مثل مدرسه و به اسم آقای مهندس و بچشون نیست وقف عمومه صاحب خاصی نداره به اسم کنگره 60 یا اگر خدمت میکنید مخصوصا در وبلاگ وقت می گذارید تایپ می کنید و اگر همسفر حالش خرابه سرچ میکنه مطلبی رو که شما تایپ کردین رو میخونه و این به شما بر می گرده این باقیات و صالحاته و این مطلب می مونه شما  رها می شوید ولی مطالب همچنان هست و به شما بر می گرده و خیلی ها در بیرون از کنگره با سایت در ارتباطند سرچ میکنه استرس داره و مطلب رو میخونه و حالش خوب میشه و تمام کارها در کنگره خدمتی است صندلی را سر جایس می گذاریم و... همه خدمت است یک سی دی گوش میدیم اولین نفر خودمان هستیم که حالمان خوب میشه با همسرم یا فرزندم به خوبی رفتار میکنم و این یک خدمته اینها بذر هایی هست که ما داریم می کاریم مثال پیر مرد گردو درختی است که 10 سال طول می کشه به بار بشینه و گفت دیگران کاشتند و ما خوردیم ما هم می کاریم دیگران بخورند توی کنگره هم همه می خواستند رهایی رو بگیرند و بروند کنگره ای نمی موند قبلا راهنمای من برایم زحمت کشیده و راهنمای اون براش زحمت کشیده و همینجوری ادامه داره و الان خوشبختانه تو کنگره آگاهی اونقدر بالاست که همینجور لژیونها رو می گیرند و خودشون حاضر نیستند تحویل بدهند واقعا همه مشتاق خدمتند یعنی آقای مهندس خدمتهارا دوره ای کرده تا همه بتوانند خدمت کنند و آقای مهندس میگه که چقدر خدمتهایی که شما می کنید تو ره ارزشمنده و چقدر تو بعد های بعدی ارزش و جایگاهتون رو بالا میبره باورتون نمیشه شاید اگه بدونید سکته می کنید از خوشحالی همین خدمت کمک راهنمایی خدمت مرز بانی و همه خدمتها چقدر بچه ها مشتاق به خدمتند  من امروز ساعت سه و نیم آمدم بچه ها همه خدمتها را گرفته بودند حواسم نبود که لژیون خدمتگذار کمک راهنماها بودند یعنی میگم که همه حواسشون هست که باید چیکار کنند و بذر های هست که ما داریم می کاریم به قول شخصی می گفت که همسر من اعتیاد داره حالا خدا نکنه گفت شاید فردا اگه من برای کنگره حفظ نکنم شاید بچم یا بچه بچم معتاد بشه پس من مسئولم فقط امروزمو نبینم خیلی ها رهایی رو می گیرند و میروند ای بابا من سفر دومی هستم برم سر کار حالا خودمو اسیر نکنم این بخاطر این هست که جهان بینی اش کامل نشده ما از فردای خودمون خبر نداریم شاید امروز با همسرم اومدم کنگره ا گه پایدار نمونه شاید برای خودم پیش بیاد پس برای بذر هایی که دارم می کارم اهمیت بدهم آقای مهندس میگه که اولین خدمت رو به خودتون می کنید وقتی به رهایی می رسید برای خودتون خدمت کردین تمام سی دی ها رو گوش می دیم می نویسیم همه اینها بذر هایی هست که ثبت میشه هیچ چیز از دید کائنات پوشیده نیست همه نگهبان ها همه چیز را لحظه به لحظه رو دارن ثبت می کنند سعی کنید واقعا وقتتون رو روی چیزهایی بگذارید که عاقبت خیر داره و ماندگار هست و آقای مهندس گفت من در جایگاه کمک راهنمایی به خودم خدمت می کنم اولین آموزشهارو هم میدم و دارم به خودم خدمت میکنم تو کنگره هر کار می کنیم به خودمون بر می گرده اگه واقعا درک کنیم خیلی بیشتر از این است که بریم بیرون مثلا یک ساعت کار کنیم و انقدر حقوق بگیریم پس سعی کنیم که واقعا اولین خدمت رو به خودمون بکنیم ایم برای خودتون بگذارین برای آموزش کنگره. کنگره کسی رو تو اولویت قرار میده که اولویتش کنگره باشه حالا اگه بگی مهمون دارم مسافرت می خوام برم کنگره هم تو رو می ندازه عقب ولی اگه تو فقط گفتی کنگره کنگره کنگره اون کنگره هم میگه این رهجو این رهجو این رهجو وارد هر موسسه ای میشی اونی که بیشتر تلاش می کنه اولویتش در ان چیز است  اون رو انتخاب می کنند دیگه نه اینکه اولویتش ده و بیستم هست کنگره هم همینطورو نیروهای الهی دارن مشاهده می کنند که اولویتش برای کنگره و آموزشهاش کنگره هست کسی میگه حالا میرم شد شد نشد نشد اینو حواستون باشه در مورد آزمایش ثروت و فقر همسفر سمیه بعضی ها که ثروت دارند می گویند ما آدمهای خوبی بودیم خداوند به ما ثروت بخشنده ما لایقش بودیم به ما داده ولی گفتش که اینهم یک اطلاعه آیا می تونه از ثروتش بگذره و ببخشه و چهار تا کنه و گفت فقر هم یک آزمایشه دلیل نیست که فقیر و نداره انسان بدیه انسان خوبی نیست خدا دوستش نداره اینطوری نیست همشون آزمایش خداونده خداوند در دلهای شکسته نزدیکتره مثلا اگر هر رنجی میاد برای اینکه یاد آوری بشه شادی هاش یادش میره هیچکس نیست تو شادیش یاد خدا باشه کمتر کسی یاد خدااست همیشه انسان یک موفقیت و شادی که داره میگه خودم بدست آوردم ولی تو رنجهاش به سمت خداوند میره و نور براش روشن میشه پس گفتش که ما با تفکر باید راهمونو پیدا کنیم این مهم ترین مطلب بعد راهمونو ادامه بدیم تا برایمان اعجاب شود اعجاب یعنی معجزه این ادامه دادن معجزه بشه اونچه که به باورمون نمیشه اتفاق میفته شاید واقعا اینکه یک روز رهایی دیدن و اینکه مسافرمونواقعا سلامت باشه یک معجزه بود برامون واقعا وقتی تفکر کردیم راهمون رو پیدا کردیم و راهمون رو ادامه دادیم تو این راه هم اعجاب رخ میده گفت حلقه ها دوام ندارند ایستادن معنا ندارد هر وقت انسان توقف کند حرکت نکند مثل صخره گلی فرو می ریزه حلقه ها دوام ندارند ایستادن یعنی چی حلقه های خودمونو بگیم اول کودکیه نوجوانی و حلقه های زندگیمونه و دوام نداره کودکی تموم میشه میره به نوجوانی بعد ادامه داره جوانی تا ... میانسالی و پیری اینا هم از این لحاظ هم میتونه حلقه های حیات از اینجا به یک بعددیگه میریم از اونجا به بعد بعدی ولی هیچ جا نیست که فکر کنیم ما می شینیم می خوریم می خوابیم این نیست همه جا حرکته حتی توی بهشت هم حرکت و تلاش کنیم اینجوری نیست که ما وارد بهشت شدیم دیگه اصلا نمی خواد کار کنیم حوری میاد اینو میاره حوری میاد اونو میاره اینا تمثیله همه جا بر مبنای حرکت مفهوم داره همه جا تلاش و حرکت هست هیچ جایی ما نمی رسیم به سکون هر چیزی به سکون برسه از بین میره نابود شدنیه پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست  یک مسافر سفرش رو شروع می کنه به رهایی میرسه و از رهایی به سفر دوم میرسه و آغازی دیگر دارد  بعد کمک راهنما میشود پس پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست یک مسافر رها میشه مسافر دیگه ای میاد شروع میکنه یه جا باز میشه برای یک سفر اولیدیگه تو زندگیمون هم همینطوره ازدواج می کنی از این دنیاهم رفتیم پایان هر نقطه ...پایان نداریم اون دنیا یک خط دیگری از زندگی به شکل دیگری آغاز میشود و اینکه واقعا مرتب سوال و پاسخ هایی است که به خط بی انتها میرسد یعنی هر حلقه ای تموم میشه حلقه دیگری شروع میشه همین کودکی تموم میشه نو جوانی شروع میشه نو جوانی تموم میشه جوانی شروع میشه یعنی هیچوقت فکر نکنید که تموم شد آقای مهندس به ما اینهمه آموزش میدهد همیشه می گوید من در حال آموزش دیدنم پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست برای ایشون یه لول دیگه توی جایگاه دیگه ای آغاز شده انشاا... آغاز های خوبی رو داشته باشیم توی وادی اول وادی تفکر هستیم مهمترین وادی هستش هر کس بتونه توی جهان ذهنش و توی تفکرش به یک تفکر سالم برسه بقیه کارهارو میتونه انجام بده اما تا زمانی که تفکر بیمار گونه باشه تفکر اسیر نفس اماره و نیروهای منفی باشه ما نمی تونیم آغاز های خوبی داشته باشیم تا بتوانیم ساختارهای خوبی رو با تفکر آغاز کنیم سوال کلید فهمه در سفر اولی کنگره باید در اولویت باشه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 10 آذر 1396 01:22 ق.ظ
همسفر زهرای عزیزم خداقوت.خداوند برکت این خدمت ها را در زندگیتان جاری کند وهر چه زودتر شهد شیرین رهایی را روزیتان کند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :