تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه - سر منزل مقصود
 
وبلاگ همسفر سمیه
چهارشنبه 24 آبان 1396 :: نویسنده : سمیه


روش Dst  و تجربه من از ترک‌های متعدد

به نام خداوند جان و خرد 

قبل از ورود به کنگره از راه‌های متعددی برای ترک اعتیاد مسافرم قدم برداشتیم که تمام راه‌ها برایمان نافرجام بود. یکی از این تجربه‌ها ترک سقوط آزاد بود که در منزل انجام شد و من هم پرستارش بودم. آن روز تا شب عکس‌العمل‌های آشکار نمایان شد: پرش‌های پای زیاد، تعریق زیاد و... مسافرم تا صبح با خودش مبارزه کرد، ولی آخرش نتوانست دوام بیاورد و به قول آقای مهندس رفت تا مواد را نیش جان کند.

ترک بعدی: تبلیغات بسیاری راجع به کپسول‌هایی که برای ترک اعتیاد بود را تهیه کردیم و شروع به مصرف کرد و مسافرم دستوری که داده‌شده بود را اجرا نکرد  و حالش بد شد یعنی باید کپسول‌ها را در مدت ۳۰ روز مصرف می‌کرد، ولی در مدت ۱۰ استفاده کرد و  دو دوره دیگر هم گرفت و به این کپسول‌ها عادت کرد و دوزش را بالا برد و در کنارش مواد هم مصرف می‌کرد.

ترک بعدی: ابوالفضل درمانی بود که با دستورات آن‌ها توانست دو الی سه روز  پیش برود. ولی ازلحاظ توانایی خیلی ضعیف شده بود و بازهم ادامه نداد و با شروع مجدد مواد، این رنج‌ها در طول سال‌های متمادی  ادامه داشت و موادش را مدام تغییر می‌داد و همین‌طور که خودش در عذاب بود خانواده‌اش را هم تحت‌الشعاع قرار داده بود.

مدتی که کراک تزریق می‌کرد تمام بدنش کبود و سوراخ شده بود. بگذریم که ازلحاظ اخلاقی خیلی عصبی و زودرنج شده بود  و ما اگر مخالفتی می‌کردیم به بدنش هم رحم نمی‌کرد و واقعاً مستأصل و سرخورده شده بودیم.

تجربه بعدی رفتن به کمپ‌های متعدد با هزینه‌های گزاف بود، به خیال خودمان این بار می‌توانیم از شر اعتیاد رهایی بیابیم ولی زهی خیال باطل، به‌محض خارج شدن از کمپ بازهم به مواد رو می‌آورد.

و متوسل شدیم به کمپ‌های اجباری که خیلی هماهنگ  کردنش سخت بود  تا بیایند و در زمان مناسب ببرند، البته هر دفعه هم اخلاقش و هم مصرف موادش تغییر می‌کرد و هر بار، با کینه‌ای که در دلش کاشته بود پیش ما می‌آمد و واقعاً در قعر تاریکی غوطه‌ور می‌شد. به‌طوری‌که بسیار غیرقابل‌تحمل شده بود.

هرروز پول خیلی زیادی می‌خواست و اگر مخالفت می‌کردیم چیزی از منزل برای فروش می‌برد؛ و به این صورت راه‌هایی که می‌رفتیم با شکست مواجه می‌شدیم و بدتر از دفعات قبل می‌شد. ولی من همسفر باز به دنبال راه دیگری برای رهایی بودم و این بار به سراغ داروهای گیاهی رفتیم که در عطاری‌ها موجود بود، نمی‌دانم بااین‌همه تخریب چه به‌روز شهر وجودی‌اش آمده بود و از این راه هم ناامید شد.

ترک بعدی که فکر کردیم بهترین راه است: کلینیک‌های ترک اعتیاد بودند که در آن زمان مسافرم با متادون آشنا شد و بعد از یک ماه با خواست خودش دوز متادون را کم کرد و خیلی زود خسته شد و کنار گذاشت و متادون روی مسافرم اثر خیلی بدی گذاشت؛ و این بار به سراغ چند ماده دیگر رفت و دست‌آخر به پیشنهاد یکی از دوستانش شروع به مصرف قرص‌های اعصاب خیلی قوی کرد که به قول خودشان مخصوص ترک اعتیاد بود که آن‌هم داستان جدایی داشت؛ و مسافرم به‌صورت عجیبی  شده  بود که من تابه‌حال ندیده بودم، آن‌قدر سر کش شده بود که همه خانواده از او می‌ترسیدیم، ناسزا می‌گفت و هر دقیقه پول می‌گرفت و خیلی وضع بغرنج و آشفته‌ای داشت.

به‌هرحال خودش رفت سراغ کسی که بازهم به کمپی برود که راه فرار نداشته باشد تا شرایطش بهتر شود. بعد از سه ماه در کمپ ماندن بیرون آمد و بازهم شروع به مصرف کرد. کسی قبلاً پیشنهاد کنگره را داده بود به‌اتفاق هم‌قدم به‌جایی گذاشتیم که نور امید در دل همگان روشن بود و بهترین و باارزش‌ترین مکان کنگره ۶۰ بود که توسط آقای مهندس دژاکام متد  Dst  کشف شد.

متد    Dst روش مقدسی است، چون با معجزه همراه است و من و مسافرم با آمدن به این مکان مقدس سفرمان را آغاز  کردیم و شکرگزار خداوند هستم که ما را با کنگره ۶۰ آشنا کرد و ناب‌ترین علم‌ها به ما آموزش داده می‌شود و من خودم شخصاً در قبال کنگره ادای دین دارم و به خاطر خدمت‌هایی که خدمتگزاران به ما می‌کنند کمال تشکر رادارم.

اینجا جا دارد که از راهنمای خودم خانم سمیه باقری عزیز که واقعاً زحمت زیادی برای من می‌کشند تشکر کنم و امیدوارم برکت این خدمت‌ها به زندگی تک‌تک این عزیزان برسد؛ و ما هم با فرمان‌برداری و صبر و تلاش در این راه به سرمنزل مقصود برسیم و امیدوارم تمامی مصرف‌کنندگان چه آن‌هایی که در بیرون از کنگره هستند و چه کسانی که سفر خوبی ندارند  به صراط مستقیم هدایت شوند و راه کنگره برایشان هموار گردد و در آخر سپاس فراوان از جناب مهندس دژاکام دارم.

 

نگارنده: همسفر زهرا لژیون شانزدهم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 آبان 1396 09:12 ق.ظ
خانم زهرا عزیز صبر و استقامت شما قابل ستایش است
واقعا در مقابل همسفری چون شما که تا این حد امیدوار هستید و هیچ کدام از اتفاقات ذره ای از امید شما را کم نکرده است و همواره برای رهایی مسافرتان صبر و گذشت میکنید باید سر تعظیم فرود آورد
خیلی خوشحالم و هزاران بار خدای خودم را شکر میکنم که عضو مکانی هستم که همچین فرشته هایی را در خود جای داده است
خدا قوت به خانم سمیه عزیزم برای داشتن همچین رهجوی خوبی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :