تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه - گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ۹۶/۷/۱۷با دستور جلسه وادی اول
 
وبلاگ همسفر سمیه
بسم الله الرحمن الرحیم 
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر 
دستور جلسه  امروز لژیونمان وادی اول است یعنی همان تفکر امیدوارم خداوند ونیروهای الهیش کمک کنند که امروز بهترین آموزش ها ومناسب با گره های وجودیمان روزیمان گردد.آمین.
خداوند وقتی که انسان را آفرید یک تفاوت و تمایزی بین انسان و موجودات دیگر قائل شد. آن تفاوت وتمایز چه بود قدرت اختیار . وقتی خدا به انسان اختیار داد در قرآن هم خداوند گفته اند:و هدیناه نجدین :شما را بر سر دو راهی ها هدایت کردم.
           
انسان قرار است بر سر دو راهی قرار بگیرد و انتخاب کند پس خداوند آمد برای انسان جهان ذهن را خلق کرد تفکر یک حرکت ذهنی و درونی است یعنی تفکر توسط عقل انجام میگیرد و داخل ذهن انجام می گیرد.
معنای تفکر : حرکت از یک مجهول به معلوم . ما یک تفکر داریم یک افکار. یکی از موضوعات مهمی که در وادی اول ما با آن مواجه میشویم فرق تفکر وافکار است چون اغلب ما فکر میکنیم انسان های متفکری هستیم و داریم فکر میکنیم ولی در صورتی که اسیر افکارما ن هستیم این افکار ما هست که  در ذهن ما هجوم آورده اند و همش دارند ازما انرژی می گیرند...



زیراتفکر به انسان انرژی می دهد ولی افکار از انسان انرژی می گیرند ... تفاوت تفکر با افکار چیست ؟
افکار  مانند  شعاع های نور است که درجهت های مختلف پخش می شوند, مثلا الان همه شما که در لژیون نشسته اید افکار مختلفی در ذهن خودتان دارید شاید مثلا به مسافرتان فکر کنید به فرزندتان و به خیلی چیزها دیگری فکر می کنید این میشود افکار ولی تفکر جهت دارد مثل اینکه من ذره بین در دستم گرفتم و تمام این شعاع های نور را دارم منعکس میکنم توی یک جا و یک نقطه.اهمیت تفکر به قدری به قدری زیاد است که 33%قرآن در مورد تفکر صحبت کرد ه است اشیلعشو پیامبر (ص)هم گفته اند که بالاترین عبادت تفکر است و یک ساعت تفکر برابر با هفتاد سال عبادت بدون تفکر هست در 300 آیه خداوند مستقیما انسان را به تفکر و تذکر وتعقل و...رهنمون کرده است.

برای چی باید تفکر کنیم؟ برای اینکه هر کاری که میکنیم بدانیم برای چه چیزی داریم آن کار را انجام میدهیم ِ حالاچگونه میتوانیم وارد وادی اول (تفکر)بشویم؟وچه چیزهایی در من وجود دارد که نمی گذارد من وارد وادی اول بشوم؟
خوب تفکر توسط عقل انجام میگیرد وحالاچه کسی برای عقل پیام می آورد؟پاسخ حس است.حس برای عقل پیام می آورد وتفکر هم توسط عقل انجام می گیردپس در نتیجه وقتی حس آورده است تفکر هم غلط است تا زمانی که من تا زمانی که من  درونم ناامیدی می بینم, منیت می بینم,خشم می بینم کینه و نفرت و قیاس و قضاوت می بینم یعنی اینکه من تفکر سالم ندارم هنوز فکرم نیاز به آموزش دارد.تیتر وادی اول میگوید با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر هر چه هست رو به زوال می رود,یعنی هر چیزی که نابود میشود و باقی نیست درونش تفکری نیست و بر عکس هر چیزی که پایدار است درونش تفکری هست. همه چیز مثل صفحه سفید نقاشی است ذره ذره با تفکر تصویر پدیدار می شود هر چیزی که ما می بینیم می تواند یک ساختار باشد همین خودکاری که دردست من است یک ساختاراست و پشت این تفکری هست که سازنده و خالق این خودکار بوده است.پس هر چیزی که وجود دارد یک تفکری باید پشتش باشد وآن چیزهایی که مانع می شد من وارد وادی اول بشوم آن حسهای منفی من بود مثل حس نا امیدی و ترس و قضاوت و منیت و...

این حسهای منفی چیکار میکند که باعث میشود من وارد وادی اول نشوم ؟
تمرکز من را میگیرند در واقع چیزی که نمی گذارد من متمرکز بشوم حسهای منفی است.مثالی برایتان میزنم تصور کنید شما در یک اتوبان سوار ماشین هستیدو تصادف شده و خیلی از  ماشینها  به هم گره خوردند زمانی که شما پایین هستید ودر داخل ماشین هستید  هیچ راهی را پیدا نمیکنید برای گریز و باز کردن راه ولی وقتی از ماشین پیاده بشوید و بروید بالای پل هوایی و بایستید و تصویر را از بالا ببینید میتوانید آن گره را باز کنید و آن خیابانی که پیچ در پیچ شده است را باز کنید چرا؟چون شما دیدتون بالا رفته و میتوانید متمرکز بشوید روی موضوع 
در ذهن ما هم همینطور است وقتی که اسیر افکارمان هستیم حسهای منفی هنوز درونمان است این افکار که در ذهنمان هجوم می آورند  نمی توانیم تمرکز کنیم و نمی توانیم راه حل مسئله مان را پیدا کنیم به خاطر همین که میگوییم در سفر اول راهنما هر چه میگوید رهجو گوش بکند چون راهنما توی موقعییت پل هوایی است و رهجو در موقعییت ماشین است که در پایین است اینکه مشورت کنید و سر خود کاری را انجام ندهید این به خاطر این است که چون راهنما ها این شرایط را گذرانده اند میتوانند از موقعییت بالا تری به موضوع اشراف داشته باشند .
ما چگونه میتوانیم وارد تمرکز بشویم که تا زمانی که تمرکز نداشته باشیم نمی توانیم تفکر کنیم

مفهوم تمرکز چیست؟
همانطور که آقای امین صحبت کردند گفتند که تفکر یعنی پرداختن به خواسته معقول در زمان مناسب این یعنی تمرکز کردیم روی یک خواسته وروی یک هدف پس می توانی رویش تفکر هم بکنی ولی ...
افکار چه بود؟
خواسته های مختلف (معقول نا معقول) ودر زمان های مختلف ( مناسب یا نا مناسب)این است که می گوییم خواسته هایتان را اولویت بندی کند واگر اولویت شما رهایی از اعتیاد است پس باید تمرکز کنید روی رهایی، وقتی تمرکز کردی هر کاری که میخواهی انجام بدهی باید این سوال را از خودت بپرسی که آیا این کار من را به رهایی نزدیک می کند یا نه ؟آیا من روسری سفید بپوشم وپوشش سفید داشته باشم من رو به رهایی نزدیک می کند یا نه؟آیا من سی دی ها را گوش کنم و  بنویسم من رو به رهایی نزدیک میکند یا نه؟آیا من به مهمانی بروم و یا مهمان دعوت کنم من رو به رهایی میرساند یا نه؟
این می شود تفکر و اولویت بندی خواسته ها یمان همه ما که وارد کنگره می شویم اسیر افکارمان هستیم چون در جهان تاریکی هستیم وحسهای منفی با ماست و افکار منفی به ذهن ما هجوم می آورند یه وقت نا امید می شویم,یه وقت می ترسیم یه وقت خشم داریم همه اینها نشان دهنده آن است که ماباید مدیریت ذهن خود را داشته باشیم به قدری وادی تفکر مهم است که آقای مهندس گفته اند هر کس این وادی را بفهمد  راه رو رفته و به هدف ومقصد رسیده است ونیازی نیست که بقیه وادی ها را بداند,چون رد پای وادی تفکر در تمام وادی ها هست.  دنیای ما دنیای امواج و انرژی است وهمه چیز بر مبنای انرژی ساخته شده یه قانون در هستی هست که قانون انرژی است و می گوید که هر چیزی که شما بشکافید آخر سر می رسید به اتم و اتم را بشکافید می رسید به الکترون نوترون و پروتون و آنها هم از انرژی و موج هستند و هر فکر ما حکم یک انرژی و موجی هست که داریم به هستی می فرستیم تکرار این فکر می شود باور .

باور ما توسط کار گاه هستی اجرا می شود فکر کنیدوخداوند یک معادله به هستی داده که هر انسانی را مطابق با باورش برایش اتفاق و حادثه بسازند و آیه 182 سوره آل عمران می فر مایند این عذاب را خود از پیش فرستاد و خداوند هرگز در حق بندگان خود ستم نمی کند پس همه چیز فکر خودم هست همه چیز خواست خودم هست دقیقا این را می گو ید که عذاب را خود از پیش فرستادید با باور هایی که داشته اید وبه کارگاه هستی داده ایم  ,اتفاقات را برای من رقم زده
خداوند هرگز در حق بندگان خود ستم نمی کند اکثر ما وقتی وارد مقوله اعتیاد شدیم می گویم ما قربانی شدیم که اعتیاد آمده در زندگیمان ومسافرمان مجرم و متهم است و من هم قربانی ام.  
حالا ما اگر بخواهیم از این به بعد چیزهای خوب برایمان پیش بیاید باید عکس این معادله حرکت کنیم و باید باور شکنی کنیم و باید مزرعه ذهنتان را شخم بزنید باور های قدیمی تان را شخم بزنید .
اول باید ان صفحه سفید نقاشی که پر از خط خطی است را پاک کنیم و باورهای قدیمی را دور بریزیم و دوباره باور های نو را شروع کنیم بکاریم.مثلا می گن هر چی سنگه مال پای لنگه این یک باوره بیشتر باورها را خانواده ها می دهند و بعد اجتماع که مثلا می گوییم : ما که شانس نداریم, هر کی پارتی داره کارش راه می افته واین باور شده وهستی به تو چی می گه,میگه هر وقت پارتی داشتی می روی سر کار و.......ولی اون یکی این باورو نداره و میگه من پارتیم خداونده,هستی بهش همون کار رو میده ولی تا زمانی که من باورم این هست که تا پارتی نداشته باشم شغل خوب ندارم .باور است که در درون ما بوده حالا باید باور شکنی کنیم اول باید باورهای غلطی که در درونمان نهادینه شده را شکست و این در قالب یک سوال در وادی اول مطرح شده که به چه چیزهایی فکر کنم و به چه چیزهایی فکر نکنم ؟در این هفته به این عبارت تفکر کنید که به چه چیزهایی نباید فکر کنیم و به چه چیزهایی باید فکر کنیم ؟بنویسید وبیاورید
ببینید تفکر در قرآن به سه بخش تقسیم میشه :
یکی تفکر در مورد خلقت و آفرینش که خداوند می فرماید افلا ینظرون کیف ابل خلقت آیا فکر نمی کنید که چگونه شتر را آفریدم یا مثلا مثال عنکبوت را زده یا مثال زنبور یا گفتند که به شب و روز و به گردش ایام نگاه کنید به آفرینش به گردش فصلها نگاه کنید پس یکی تفکر در مورد آفرینش و خلقت و یکی تفکر در مورد وجود خودمان که می فرمایند آیا نمی دانید شما را چگونه خلق کردم ؟و یکی تفکر در تاریخ و گذشتگان.

آیا مثلا ندیدیدکه با قوم ثمود چه کردم ؟و......خب پس یک هدفی دارد که به تفکر اشاره می کند در مورد آفرینش می خواهد ما قوانین هستی را بشناسیم کاری که در کنگره می کنند این چهارده وادی چهارده قانون هستی است قانون اول قانون تفکر هر کس قوانین هستی را شناخت و با قوانین هم سو شد و حرکت کرد به نتیجه می رسد و هر کس نا خود آگاه یا خود آگاه آن را نقض کرد زیر چرخ دنده های قانون شکنی هستی له می شود و دچار رنج و عذاب می شود.پس برای چی باید فکر کنیم برای اینکه قوانین را بشناسیم به کار ببریم تا زندگی بهتری بسازیم و دوم برای چی می گوید به خودتان فکر کنید؟بفهمم من برای چی دارم زندگی می کنم
اصلا چه کاره هستم ؟خودم را بشناسم و سوم تفکر در مورد گذشتگان و عبرت گرفتن ببینم اگر قوم........قانون رانقض کردند. نتیجه اش این است اگر منهم نقض کنم این برای منهم اجرا می شودچرا اینها را گفتیم؟
چون رنج های ما منشا تغییرات ما است تصور کنید شما رنج اعتیاد رانداشتید آیا به کنگره می آمدید ؟هیچکس نمی آمد  .رنج ما می خواهد ما را هول بدهد که برویم به سمت تفکر تصور کنید که اگر بیماری نبود پزشکی بود؟علمی کشف می شد ؟پس به خاطر همین می گوییم رنج های ما رنج های مقدسی است کسی که دانا باشد رنج هایش را هم شکر می کند.

اگر اعتیاد نبود,روزهای سخت نبود, اصلا نمی خواستیم تغییر کنیم که وارد کنگره بشویم پس خداوند می فر ماید یک گروه تغییر نمی کنند وآن گروه فاسقان هستند . اگر ما میایم کنگره و نمی خواهیم که تغییر کنیم تغییر باید ذره ذره رخ بده الان من امروز قانون اول روفهمیدم کافی نیست باید تکرار کنم و تمرین کنم تا این تفکر در من تبدیل به باور شود و در ما نهادینه شود و باید آگاهی ما برود بالا مثلا بعضی می گویند چقدر سی دی بنویسیم چقدر مشارکت کنیم می گه که تو این آموزشها را باید مثل نفس کشیدن باید باشد می توانیم بگوییم چقدر باید نفس بکشیم ؟و من از نفس کشیدن خسته شدم
نمی توانی برای اینکه زنده باشی باید نفس بکشی اگر میخواهی تغییر کنی باید آموزش ببینی و آنقدر بروی و بیای و آنقدر در ذهن خودت کار کنی که برای این تفکر و باور را تغییر بدهی وبرای اینکه وارد تمرکز بشویم یک تمرین عملی را انجام می دهیم این تمرین را یک هفته انجام می دهیم اینکه من بفهمم در هر لحظه دارم چه کاری را انجام میدهم تا حالا شده شام بخورین وفقط به شام خوردن فکر کنید؟نماز بخوانید و فقط به نماز خوندن فکر کنید؟به همه چیز فکر می کنید الا به شام خوردن و...  من باید طوری غذا بخورم تا تفاوت غذای هفته پیش با این هفته را بفهمم باید همش این سوال را از خودمان بپرسیم که الان دارم چه کاری میکنم ؟و باید مدیریت ذهن خود را به دست بیاورم.
وقتی تمرکز کنیم می توانیم فکرهای جدید را در ذهن بکاریم که یکی از راه های آن عبارات تاکیدی بود و مثلا من مطمئنم که مسافرم در کنگره 60 به درمان می رسد.یک فکر جدید است آنقدر باید این فکر ها را تکرار کنید که بشه باور. و باور رو به هستی بدی و هستی رهایی رو به تو بده با تغییر باورها می توانیم خالق خیلی چیزها بشویم همین شو شود که در  سی دی گفته شده که  خداوند به ما هم این قدرت را  که بتوانیم خالق باشیم. قهرمان دوی امریکا ویلماردلف در کودکی یک بیماری سختی می گیرد و فلج می شود و مادر ایشون خیلی فهمیده بود و نمی ذاشت که بچه اش این نقطه ضعف رو داشته باشه همیشه بهش القا میکرد که من مطمئنم که تو روزی راه خواهی رفت کسی که فلج شده بود و دکترها قطع امید کرده بودند و گفتند این اصلا نمی تونه راه بره آنقدر مادرش هر روز بهش میگفت من مطمئن هستم که تو روزی می توانی راه بروی و این چون بچه بود و بچه ذهنش خالی تر از بزرگترهاست و چون حسهایش پاکتره و همیشه درون خودش می گفت من یه روزی قهرمان دوی امریکا می شوم و آنقدر این باور را در خودش القا کرد که یک روزی عصایی که دستش می گرفت را کنار گذاشت و شروع کرد به گام برداشتن و همین باعث شد که قهرمان دو بشود, اینکه می گوییم همه چیز در وادی اول است همه چیز در ذهن است درست است انسان هایی که قوانین را گرفتند موفق شدند یک مثال دیگر که هست سرمایه داران را دیده اید که همیشه بچه هایشان هم سرمایه دارند و پولدارند چون باورشان اینستکه بلدن چگونه پول در بیاورند و چطوری خرج کنند ولی معمولا آنهایی که سطح در آمد پایین تره و فقیرترند بچه هایشان هم همینطور هستند ولی این نمی تونه قانون باشه ی مو قعی می بینی یکی از یک خانواده فقیر یک فرد پولداری میشه اینها به خاطر باورهایی که ما داریم آنها باور دارندمثلا اونی که در فقر میمونه بیشتر به جای اینکه تلاش کنه ترس از این داره که فقیر میشه مثلا پولهاشو خرج نمی کنه و میگه اینو می زارم برای روز مبادا و یا اگه بچم مریض شد این پول خرج اون بشه و در آخر هم خرج مریضی بچه اش می شه. هستی خیلی هوشمنده در نوشتار وادی اول هم گفت که خلقت خیلی هوشمند است و انقدر حساب شده است که حساب ندارد کاملا عدالت دارد انجام میشود زمانیکه من این پول را کنار میذارم برای مریضی بچه ام برای روز مبادا و اسمشم می گذارم متفکر بودن ولی این یک باور غلط ولی اونی که پولداره میگه من هیچوقت جیبم خالی نمی مونه و واقعا جیبش هیچوقت خالی نمی مونه پس اینکه اگر ما بتوانیم مدیریت ذهنمان را به دست بگیریم وارد وادی اول بشویم از اسیر بودن  افکارمان خارج بشویم دیگه بقیه چیزها حل می شود. اولین چیزی که می تواند موج یک همسفر را تغییر بدهد چیست؟ تغییر تفکر.   همسفر چه می خواهد؟ رهایی و رهایی بر مبنای تفکر است 
تا حالا شده ظرفی که نشسته اید دوباره توش غذا بپزید ؟نه اول باید ظرف رو بشورید در ذهن ما هم همینطور است باید باورهای قدیمی را بشوریم و باورهای جدید را توش بذاریم و این هفته به این فکر کنیم که چه باورهای غلطی دارید که باید دور بریزید چون  ذهن ما مثل زمینی است  که پر از علف هرزه که نمی شود  توش چیزی بکاری. باید اول علفهای هرز را از بین ببرند و جایش دونه های مفید بکارند که یکی دیگه از آیه هایی که در قرآن هست مستقیما به وادی اول اشاره میکنه آیه 36 سوره نور میگوید هر گاه به لطف خداوند رحمتی به آنها چشانده شود شاد می شوند ولی اگر رنجی و بلایی به آنها برسد به جای توبه نا امید می شوند, یعنی رنج هایی که در گیر آن هستیم خودمان باعث آن هستیم معمولا انسان موفقیت هایش را می گوید خودم به آن رسیدم نمی گوید که  خداوند به من داد می گه من خودم تلاش کردم و این را به دست آوردم ولی رنج ها را بر عکس نمی گوید در صورتی که هم موفقییت و هم رنج هایمان دست خودمان است پس اگر می خواهیم گره ها و مشکلات را حل کنیم باز هم باید خودمان حرکت کنیم

همینکه مثلا میگوید که راهنما فقط دارد مسیر و راه را نشان می دهد ولی خودمان باید حرکت کنیم امروز من یکسری اطلاعات در مورد تفکر به شما دادم ولی کی باید حرکت کنه ؟کی باید بنویسد  ؟کی باید اینها را عملی کند ؟چه کسی باید بتواند اینها را عملی کند و تغییر کند  ؟خود شما هستیدو هر کسی که  نخواهد تغییر کند جزء همان فاسقان می شود کسانی که دارند به خودشون ظلم می کنند و نمی خواهند که هدایت بشوند
یک تمرین دیگر یک برگه بردارید و سه دایره تو هم بکشید توی اولی بنویسید آگاه توی دومی بنویسیدنیمه خود آگاه وتوی سومی بنویسید نا خود آگاه در علم روانشناسی می گو ید رفتار های ما یا آگاه یا نیمه خود آگاه یا نا خود آگاه مثلا در رفتار نا خود آگاه چه کسی به قلب شما میگوید بزن و تپش داشته باش یا به خون شما بگوید جریان داشته باش خودش بطور نا خود آگاه این کار را انجام می دهد قلب کلیه و کبد و همه اینها نا خود آگاه کار می کنند و فرمانده آنها ما نیستیم اگر مطمئن. باشید دست ما بود همین نفس کشیدن هم یادمان می رفت
رفتار های نیمه خود آگاه رفتارهایی در مواقع عصبانیت است شده مثلا وقتی عصبانی میشوید و بعد که آروم می شوید بگویید نمی خواستم این کار را بکنم نصفش دست خودته نصفش دست یکی دیگه یکسری رفتار های آگاه مثل تمرکز که بگم الان دارم چه کاری انجام میدهم وقتی وارد لژیون می شی فقط به این فکر کنی که داری آموزش می بینی و صداهای اطرافیان اذییتش نمی کنه وفقط به صحبت راهنما گوش می کند
آقای امین یک جمله دارند در مورد کسی که اسیر افکارش است، می گویند :
آواره کسی است که افکارش آن را به هر سمت می کشد آواره اونی نیست که بی خونه است اونیه که افکارش اون رو به هر سمتی می کشد مثلا در لژیون نشستیم و نیروهای منفی سراغ من می آیند و نمی گذارند تمرکز داشته باشم و افکارت تو را به هر سمت می کشد و مثل آواره ها می مانی و از موضوع اصلی تو را دور می کنند خداوند هم در قرآن می فرماید که زندگی انسان یک زندگی آگاهانه است و باید در زندگی رفتارهای آگاهانه داشته باشی که اینطور نباشد که انسان از حیوان هم پایین تر می آید
نتیجه تفکر هم این است که انسان قدرت تشخیص پیدا می کند. و می تواند راه درست را انتخاب کند اول بحث گفتیم که برای قدرت اختیار انسان,جهان ذهن خلق شد وتفکر که حرکتی ذهنی ودرونیست به ما کمک میکند که راهمان را انتخاب کنیم پس نتیجه تفکر این است که راهت را پیدا کنی ..



تکلیف دوشنبه آینده :سی دی ساختار درون





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 19 آبان 1396 01:31 ب.ظ
خدا قوت به خانم سمیه باقری و لژیون خوبشان
خدا قوت به خانم زهرا برای انعکاس خوب اخبار لژیون
امیدوارم همواره موفق و موید باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :