تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه باقری - گزارش لژیون روز دوشنبه ۱۰/۷/۹۶ با دستور جلسه سی دی بخشش
 
وبلاگ همسفر سمیه باقری
بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام دوستان  سمیه هستم همسفر 
امید وارم حال همه ی شما خوب باشد وامروز بهترین انرژی ها را از این جلسه برای ادامه ی راهتان وسفر تان دریافت کنید.همانطویکه میدانید دستور جلسه امروزمان سی دی بخشش است ویکی از بهترین صفتهایی که می توانیم در مورد خودمان احیاء کنیم و زنده کنیم صفت بخشش است .
وقتی خداوند خودش را معرفی می کند می گوید :
بسم الله الرحمن الرحیم: به نام خداوند بخشنده ی مهربان و خداوند خود را با صفت بخشش معرفی می کند و این یعنی جایگاه و ارزش والای این صفت را نزد خداوند نشان می دهد و وخداوند این صفت رابه میزان  کوچکتر وکمتری  در درون ما قرار داده, می دانیدکه وقتی خداوند انسان را آفرید خیلی از صفاتش را درون او قرار داد و شاید تنها صفتی که در انسان نیست صفت اکبر است و مختص خداوند است و اگر انسان بخواهد این صفت را داشته باشد دچار کبر میشود ووارد دنیای تاریکی می شود و بالاترین تاریکی که انسان وارد آن می شود کبر است.
        
 پس توی بعد و  قالب انسانی صفت بخشندگی که یکی از  صفات خداوند است وجود دارد و اینها پنهانی هستند و ما باید آنها را دوباره احیاء کنیم  .
سوال :فکر میکنید قدرت یک همسفر در چه چیز است؟
آیا قدرت یک همسفر در غر زدن هایش است ؟ویادر جستجو ها و تجسس ها ی اوست؟ و........تمام این کارها به ما قدرت نمی دهد و تنها چیزی که به یک همسفر قدرت می دهد بخشش است چون اکثرا همسفر ها وقتی وارد کنگره میشوند بخصوص زمانی که وارد سفر دوم می شوند اون موقع می خواهند انتقام بگیرند ونمیدانند که با این کار ها به نتیجه‌ای  نمی رسند.

اول این سی دی آقای امین در مورد حسهای تکرار شونده صحبت کردند حالا در مورد حسهای تکرار شونده مثالی میزنم  یک قضیه ای ویک ناراحتی وکینه ای بین شما ویک نفر پیش آمده و شما ازاوناراحت شدیدو کینه و نفرتی به دل  گرفتیدو از  این قضیه یک مدت می گذرد و شما فکر می کنید که این قضیه حل شده و دیگه از آن آدم نه کینه ای ونه نفرتی به دل دارید,
ولی بعد از مدتی  که یک اتفاقی می افتد ومیبینید دوباره آن حس ها  در شما تکرار میشود دوباره ما همون حس تنفر رو در خودمان بوجود می آوریم به این حسها می گویند حسهای تکرار شونده مثلا یک شخصی هست که می خواهد از گذشته اش تعریف کند  و وقتی یادش می آید دوباره ضربان قلبش بالا میرود و صورتش قرمز می شودو دوباره حس تنفر در او بوجود می آید.حالا به نظرتان دلیل این حسها چیست؟گفتیم منشا حسهای تکرار شونده این است که ما در خودمان مسئله را حل نکردیم وچون زمان گذشته فکر میکنیم که حل شده در صورتی که وقتی اتفاق مشابهی می افتد باعث می شود که برای ما دوباره یاد آوری بشود و این منشاش این است که ما آن موضوع را درون خودمان حل نکردیم یا مثال دیگری که می توان زد مثلا مسافر شما با شما یک بد رفتاری کرده مشاجره ای شده و..... اون لحظه شما را ناراحت کرده و بعد یک مدت می گذرد و انسان فراموش می کند و دوباره یک اتفاق می افتد   و می گویید که یادته اون بار  این کارو کردی فکر کردی یادم میره و باید بدانیم که چون ما مسئله را برای خودمان حل نکردیم و زمان گذشته و فکر کردیم حل شده و درست شده ولی در واقع این مثل امواج بالا و پایین می شود و یک موقع صدایش پایین بوده ونمی شنویدووقتی بالا می رود می شنوید این حسهای تکرار شونده است این تنفر بود یا حسادت که در مورد کسی حسادت کردیم و آن موضوع می گذرد و ما فکر می کنیم که آدم حسودی نیستیم ولی وقتی موقعیت جدیدی پیش می آید دو باره همون حس در ما تکرار می شود. چون آن مسئله را در خودمان حل نکردیم.این حسها می توانند مثبت باشندو هم منفی باشند. اگر مثبت باشند مثل عشق و علاقه پسری به دختری و تخریب آن می تواند اینگونه باشد که حس علاقه در انسانی به وجود می آورد و از فعالیتهایش جلو گیری می کند مثلا وقتی دارد درس می خواند به جای اینکه انرژی اش را روی درسش باشد این علاقه ای که در اوبه جنس مخالف وجود دارد باعث  میشود که از تحصیل و ادامه زندگی  باز می ماندوباعث رکود میشود و انسان را از حرکت در مسیر اصلیش باز می دارد واما اگر منفی باشد مثل همان  قیاس و قضاوت کردن وحسادت ویا تنفرو.... این  حس های منفی او  را از مسیر اصلی خارج میکند وپرت میکند بیرون مثالی میزنم که  من دارم میام به کنگره و باید وقت و انرژی خودم رو روی آموزش بگذارم و اگر هنوز در گیر حسهای منفی باشم اون حسها من رو از مسیر اصلی خارج می کندو به جای اینکه به آموزش خودم بپردازم فقط مدام در ذهنم در گیر جنگ با خودم ودیگران هستم مانندخیلی از همسفر ها آمدند که بخاطر همان بخشش هایی که نمی توانستند بکنند یا حتی فراموش هم نمی توانستند بکنند و از مسیر آموزش کنار رفتند وکم کم از کنگره حذف شدند چون همش در گیر این حس های منفی بودند و میگویند چرا فراموش کنم وچگونه کسی رو که آنهمه بدی به من کرده ببخشم؟در صورتیکه  نمیدانند کسی که بخششی  را میکند,اولین کمک را به خودش میکند زیرا که خودش  با اینکار  رها میشود.
کار اصلی که ما داریم در کنگره انجام می دهیم,تزکیه حس است وچون حس برای عقل پیام آور است و حس مثل رادیو  گیرنده می ماندو اطلاعات ها را جمع آوری می کندو به قو ه ی عقل می رساندوما بر مبنای حسهایمان تصمیم می گیریم وقتی حسهای ما پر از تنفره پس تصمیم هایی که می گیریم همه غلط و اشتباهه پس وقتی حس های ماتزکیه و پالایش بشود ,تصمیمات ما هم درستتر است و به فرمان عقل نزدیکتر است چه چیزی می تواند در این حالتی که انسان دارد به او کمک کند ؟همین حالتی که دچار کینه و نفرت است ومدام در جهان ذهنش در حال تکرار این حسهاست چه چیزی می تواند به این فرد کمک کند؟همین بخشش است, می گویند وقتی بخشش می کنی وجود خودت آرام می شه به آرامش می رسی. پس یکی از پارامترها بخشش است و یکی دیگه حذف کردن داده هاست گاهی اوقات داده هایی که به یک فرد داده می شود غلط است و اساس و پایه درستی ندارد و ما باید این داده هارا حذف کنیم مثلا می آیند و می گویند که فلانی فلان جا پشت تو حرف زده و یا کاری کرده تمام اینها را باید بریزی دور چون این داده ها هیچ پایه و اساسی ندارد.حضرت علی (ع) می فرمایند: فاصله حق و باطل چهار انگشت است چیزی که می بینی حق و چیزی که می شنوی باطل پس باید داده ها را حذف کنیم و اسیر این داده ها نشویم مثلا بعضی موقع ها می شود اطرافیانمان در مورد مسافرمان داده های غلط می دهند و ما که در حال سفر کردن هستیم و به مسافرمان اعتماد کردیم یک کسی می آید توی دل ما شک می اندازدو این داده ها غلطند چون تو که با چشم خودت ندیدی شاید کسی که این اطلاعات  را به شما می دهدنزدیکترین فرد هم به شما باشد,پس اولین پارامتر بخشش و دومین حذف داده ها ست.
واما در مورد نیت خیر صحبت کردند که خیلی کارها انجام می دهیم که اشتباهه ولی می گوییم نیت من خیر بوده من از خیر خواهی اینکارو کردم چون دلم می سوخت و......همه چیز در دنیای ما دارای صور آشکار و صور پنهانه, افکار انسان هم صور آشکار و پنهان دارد مثلا زمانی که می گویی نیت من خیره تو فقط به صورآشکار افکارت دسترسی داری وبه صور پنهان افکارت دسترسی نداری مثلا ما کاری که می کنیم بر مبنای نیت خیر می رویم جیب مسافرمان را می گردیم موبایلش رو چک می کنیم و می گوییم نیت من خیره می خواهیم به مسیر بد کشیده نشه ولی در اصل داریم تجسس می کنیم  و تجسس هم یک ضد ارزش است ودر کلام الله هم خداوند می فرمایند لا تجسسوا در کار یکدیگر تجسس نکنید هر کی تجسس کنه به تاریکی می افتد اما ما چون صور آشکار افکارمان رو می بینیم می گوییم من از روی خیر خواهی دارم اینکارو می کنم تا به جای بد کشیده نشه ولی در اصل داریم تجسس می کنیم ریشه کارمان تجسس است ونتیجه کار این می شود که باعث می شویم مسافرمان پنهان کار تر بشودو بی اعتماد تر بشود, یعنی خودمان با عث می شویم که پنهان کار تر بشود و از طرفی هم خودم هم در تاریکی می افتم دوباره تجسس بیشتر می کنم و قضاوت های اشتباه و بی جا می کنم و وقتی اطلاعاتم ناقص است قضاوت های اشتباه می کنم و یک وقتی حکم هم صادر می کنم بعضی وقتها بعضی مسافران وهمسفران که هنوز به رهایی نرسیدن به دیگران پیشنهاد آمدن به کنگره رامی دهند که این اشتباه است و ما می گوییم که تا زمانی که خودت به درمان نرسیدی به کسی کنگره را پیشنهاد نکن و مثلا می خواهیم خیر خواهی کنیم یا بعضی ها هم می خواهند خودشان را نشان دهند که ببین من رفتم کنگره حالم خوب شده واین نیت خیر تو به صور آشکار قضیه دسترسی داری ولی صور پنهانش را نمیدانی وقتی مسئله حل شد می فهمی که چرا این کار رو کردی پس از اولم صور پنهان افکارت  همون خود نمایی بوده که مثلا من به دیگران تفاخر کنم و بعد چون هنوز قوی نشدم اون طرف من رو به سمت خودش  می کشونه و از کنگره هم می مونم واز درمان خودمم جا می مونم.صور پنهان افکار مانند کوه یخی است که بخش عظیم آن در دریا است و ما فقط یک قسمت کوچک آن را می بینیم  ولی بخش عظیم آن را نمی بینیم و پنهان هست. مگر اینکه بگذردو آن قضیه حل شود و بعدا که من بر می گردم می بینم که آن موقع حس من آلوده بود ه و تجسس میکردم و   از روی خیر خواهی نبوده است و می خواستم فقط ضعف هایش را بهش نشون بدم و معمولا کسانی که به بچه هایشان اعتماد ندارند بچه هایشان زیر آبی می روند و پنهانکار می شوند و بر عکس کسانی که به بچه هایشان اعتماد دارند حتی اگر کاری هم بکنند اعتراف می کنند  ,ودر کنگره می گویدرها کن همه اینها را بریز دور و رها کن ولی نمی گوید به این آدم توجه نکن محبت نکن نه همه اینها را بکن ولی دوربین رو روی خودت بنداز اول خودت را ببین و بدی هایت را حل کن و وقتی که حل کردی اطرافیانت هم تغییر می کنند پس هر کجا احساس نا خوشایندی در مورد دیگری در تو به وجود آمد مطمئن باش که آن در وجود تو هست مثلا وقتی می گوییم من از آدم های دروغگو بدم می آید این صفت در درون خودت هم هست و اگر الان دروغ نمی گی موقعیت آن را نداری ولی آن درون تو هست چون همه ما انسان ها یک نیمه روشن داریم یک نیمه تاریک یعنی این صفت های بد درون ما هست و هیچ انسانی نمی تواند بگوید من دروغ نمی گم هیچ بدی ندارم واینجا  خداوند یک کلیدی برای ما گذاشته که هر چیزی که تو در طرف مقابل می بینی و تو هم از آن صفت بدت بیاید پس در درون تو هم هست و اگر شرایطش پیش بیاید تو هم همین کارو می کنی واگر حست بد نشد تو آن رادرونت نداری ولی اگر بد شد آن را درونت داری مثلا مسافرت به تو دروغ می گه یا زور گو است و تو می گی انقدربدم میاد زور می گه و اگر پاش بیفته خودت هم زور میگی مثلا به بچه ات یا زیر دست زور می گویی پس اینکه بدانی آن صفت در درون خودت هم هست آرام می شوی و راحتتر می توانی ببخشی از قدیم گفته اند بخشش از بزرگان است یعنی کسی که در صور پنهانش به دانایی و بزرگی رسیده باشد می تواند دلی بزرگ و بخشنده داشته باشند. دعا میکنم که خداوند به همه ما کمک کند که بتوانیم ببخشیم تا مشمول بخشش او بشویم.آمین.

تکلیف هفته آینده :وادی اول 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آبان 1396 05:51 ب.ظ
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :