تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه - گزارش لژیون روز دوشنبه ۹۶/۷/۳
 
وبلاگ همسفر سمیه
یکشنبه 7 آبان 1396 :: نویسنده : سمیه
به نام خدا
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر


دستور جلسه امروز سی دی خلق وخو است.در این سی دی اشاره شد که یکی از دلایلی که ناقل های عصبی به اندازه ترشح نمیشود وبعضی از مسافرها به علت اینکه سیستم ایکس انها به خوبی کار نمیکندبه مواد روی می آورندوخیلی ها به دلیل ان سرخوشی ها ونئشگی ها مواد مصرف میکنند.وقتی در ژن ها یکسری کمبودهاهست ویکسری موادها خوب ترشح نمیشوند این میتواند روی جسم و روان تاثیربگذارد.این میشود صور پنهان جسم, چون ژن را ما نمیبینیم ولی واقعا در بدن ماهست.   خب میبینیم که این دربیماری اعتیادخیلی مملوس نبودویا کسی روی ان کار نکرده وفقط اقای مهندس روی ان‌ کار کردند.مثل تالاسمی که یک بیماری شایع است وخانوادگی است ودرنسلهای بعدهم هست وحتی رنگ چشم هم همینطور است واین میشود صورپنهان جسم ماکه میتواند روی جسم و روان ما تاثیربگذارد. مخصوصا بیماری اعصاب ویا وسواس که اگر شخصی این بیماری راداشته باشد ممکن است اعضای خانواده اوهم بعدها دچار این بیماری بشوند ویا در مسئله اعتیاداگر به خانواده ها نگاه کنیم میبینیم کسی که اعتیاد دارد قبلا کسی درخانواده اش یا نزدیکانش اعتیاد داشته اند وکسی که درنزدیکانش مصرف کننده نباشد در نسلهای قبلی شاید بوده باشد که آنها اطلاعی ندارند.
ژن روی سیستم ایکس تاثیر میگذارد. سیستم تولیدکنندهٔ خمر های طبیعی چون دربدنشان خمر طبیعی ترشح نمیشود ازبیرون مواد میگیرد تا جایگزین خمرهابشوند،ژن نمیتواند شمارا وادار به اعتیاد کند ولی کمبود مخدر های طبیعی بدن را باعث میشودویکی برای جبران این کمبود میرود داروی اعصاب میگیرد واین داروها ازدیدگاه کنگره مخدر میباشدچون تخریب ایجاد میکند.ویکی دیگر میروداز مخدرهای غیر مجاز مثل تریاک استفاده میکند. پس ژن همان صور پنهان جسم است که هم میتواند روی جسم ونهایتا روی روان هم تاثیر بگذارد. به خاطر همین وقتی که جسممان مشکل دارد وتعادل نداردو ساعتها اگر بگوییم که اعتیاد اینگونه است واگر معتاد بشی عاقبتت این میشودو همش حرف بزنیم چون جسم مشکل دارد فایده ای ندارد.مثالی که دراین سی دی زده شد خیلی مثال خوبی بود گفتند که فردی که گرسنه است ودارد ازگرسنگی میمیرد حالا شما همه پزشکهای دنیاراهم‌که جمع کنی بیاوری که برای ان فرد در مورد تزکیه و پالایش وکارهای خوب صحبت کند اصلا فایده ای ندارد ولی اگر یک تکه نانی که فاسد وخراب شده را به فرد گرسنه بدهی مشکلش حل میشود.   دراعتیاد هم اولین کاری که باید بکنیم اینست که باید جسم را به ارامش برسانیم. اقای مهندس میگویند اگر همین شربت اوتی در اختیار مسافران نباشد اصلا کسی این اموزشهارا نمیفهمدوهیچکدامشان را متوجه نمیشود چون جسمشان ناارام است ودرهیاهو است.به خاطر همین است که جاهایی که برای رهایی از اعتیاد رفتیم مثل گروه درمانی و.... نتیجه نگرفتیم به خاطر همین مشکل جسمی مصرف کننده ها بود،که حل نشده بودزیرا جسم خیلی مهم است وواقعا روی روان و خلق وخو تاثیر میگذارد وتاثیر جسم در درمان اعتیاد اگر بخواهیم به طور کلی بگوییم مثل تفنگی است که داریم ودر زمان جنگ ما این تفنگ را بیاوریم بدون فشنگ هیچ کاری نمیتواند بکنددقیقا جسم مسافران وجسم خودماهم همینطور است تا زمانیکه جسم ما به تعادل نرسد مااصلا هیچ چیزی متوجه نمیشویم وروان متعادلی نداریم واموزشهارا هم نمیتوانیم بگیریم، جسم خیلی مهم است وبرخلاف خیلی جاها که مثلا میشنویم که میگویندکه جسم اصلا اهمیتی ندارد وچیزی که از دل خاکه باید به خاک بسپری.اصلا اینطوری نیست جسم خیلی مهم است وواقعا باید به ان اهمیت بدهیم چون روی روان ماوکیفیت زندگی ما تاثیر میگذارد،مثلا زمانی که بیمار هستیم وجسممان مریض است رفتارمان با اطرافیانمان متفاوت میشود تمام چیزها بهم میریزد واین نشان دهنده اهمیت جسم وتعادل روحی وروانی ورفتاری ماست.
جهت دومی که میتواندروی روان تاثیر بگذارد،تفکر و اندیشه است.تفکر واندیشه چگونه میتواند روی روان ما تاثیربگذارد؟مثلا اگر به کسی یک خبرناگهانی بدهیم چه اتفاقی می افتد؟حالش عوض میشود وگاهی انقدر شوکه میشود که منجر به سکته میشود.پس تفکرهم میتواند روی روان تاثیر بگذاردپس این نشان دهنده این است که تفکر هم میتواند روی جسم وروان تاثیر بگذارد.الان بیماری های روان تنی خیلی شایع می باشند،مثلا به دکتر میروید ومشکل معده وگوارش دارید ودکتر به شما میگوید که مشکل شما اعصاب است.پس این نشان دهنده این است که تفکر میتواند روی سلول های جسم تاثیر بگذارد واین  بیماری جسمی مثلا زخم معده را برای تو به وجود اورد.
بدن ما خیلی هوشمند است وتک تک سلول های ما دارای تفکرندو به خاطر همین ما در دنیای پزشکی و...در کنگره میگوییم مثبت نگر باشید مثلا حتی اگر مسافرتان را دیدید که دارد مواد مصرف میکند شما مثبت فکر کنید وبگویید منکه مطمئن نیستم جلوی من که اینکارو نکرده شاید مال کسی دیگری بوده این تفکر مثبت کمک میکند که خودت ارامش داشته باشی ووقتی ارامش داری به اموزش خودت می پردازی وحال خودت خوب میشود وکم کم حال مسافرت هم خوب میشود وقتی ما بی حوصله هستیم ونا امید هستیم دقیقا در بدنمان هم همینطور هست مثلا فکر کنید ما حوصله نداریم یک جارو برقی بکشیم یا ظرف بشوریم بعد میبینیم که خونه کثیف است ودقیقا تفکر منفی روی سلول ماتاثیر میگذارد خب سلول هم میگوید خب من چرا برم دوپامین ترشح کنم ولش کن یا چرا ملاتونین هورمون خواب را ترشح کنم یا چرا سروتونین  ترشح کند؟.وشخص مریض میشود ومثل ان خانه ای میشود که پر از موریانه و ملخ وسوسک وبقیه چیزها است و این شهر ازبین رفته دقیقا این تفکر،این بیماری ما میتواند روی تفکر سلولهای جسم ما تاثیر بگذارد ونهایتا روی روان ماهم تاثیر بگذارد.همه اینها به هم مرتبط اند ما نمیتوانیم بگوییم که یکسری فقط رو به روان اورده اند ومیگویند اینها بیماری های روانی اند وباید گفتار درمانی بشوند وباید کلاسهای گروه درمانی بروند ویکسری هم میگویندنه فقط جسم است وباید قرص اعصاب بدهیم وبه جسم باید دارو بدهیم ویکسری میگویند اینهارا باید ببندی اینها جانی اند خطرناکند واین نشان دهنده این است که هیچ کدام دید کاملی به این قضیه نداشتند وتنها کسی که دید کاملی داشته اقای مهندس بودند که میگویند هم جسم باید به تعادل برسد هم تفکر و اندیشه ودر اخر هم روان وخلق وخو هم به تعادل برسد.
ازامروز که این اموزشها را گرفتید به افکار مثبت و مثبت نگری ادامه دهید.هروقت یک فکرمنفی می اید ومیخواهد حال شمارا خراب کند در جهت مثبتش فکر کنید وسریع بگویید که نه اینطور نیست من باور دارم مسافرم دارد خوب حرکت میکند،خوب سفر میکند.
پس یکی شد افکار شاد و سالم و مثبت نگری ویکی هم جسم که میتواند روی روان تاثیربگذارد. در مورد جهان بینی هم گفته شد که در دنیا خیلی تفاوتهاوجود داردو اصولا زندگی بر مبنای همین تفاوتها شکل میگیردو اینکه یکی میگوید گاو پرست است و اگر جلوی ماشینش یک گاو بایستد ساعتها می ایستد تا گاو‌کنار برود، یکی هم گاو را میکشد وسوسیس کالباس درست میکند وهیچ اتفاقی هم نمی افتد،این تفاوت ما ادمهاست.
جهان بینی یعنی دیدن جهان مهم این است که ما این تفاوتهارا ببینیم واین تفاوتها را بپذیریم ودر کنارهم باصلح وارامش زندگی کنیم.
معمولا درخانواده هم این اتفاق روز به روزمی افتدما میخواهیم همسرمان شبیه ان چیزی بشود که ما میخواهیم وتفاوتها را درنظر نمیگیریم،یا دلمان میخواد بچه هایمان ان چیزی که ما میگوییم را انجام دهند،وقتی که میخواهی بچه ات را نماز خوان کنی هیچ وقت موفق نمیشوی،وقتی که رهایش کردی و شروع کردی به تغییر خودت میتوانی موفق بشوی، پس مسافرمان را رها کنیم وبه اموزشهای خودمان بپردازیم در واقع باید دوربین را روی خودمان زوم کنیم.مثلا میگوییم مسافرمان پنهان کاراست.ببینیم ایا خودمان چقدرپنهان کاریم؟ اگر هنوزخودم هم پنهان کارم واگر امدم و کم کم خودم را اصلاح کردم وتغییر کردم،تغییر  من روی فرزندم ،مسافرم واطرافیانم تاثیرمیگذارد.پس بیاییم جهانبینی خودمان را درست کنیم وتفاوتها را بپذیریم قرار نیست که همسر من یا فرزند من مثل من رفتار کند وخیلی ازاختلافات این هست که میگویند ان طوری که من میگویم باید لباس بپوشی ان طورکه من میگویم باید غذابخوری و... واقعا نمیشود باید تفاوتها را بپذیری.خانواده هایی که خیلی به فرزندانشان اجبار میکنند در اینده اعتماد به نفس فرزندانشان خیلی پایین می اید.زمانی شما میتوانید بگویید همسفر خوبی شده اید که فرزندشما مخصوصا مسافر شما بگویند که شما چقدر تغییر کردید،چقدر خوب شدید.زمانی این را شنیدی بدان که تو داری درست حرکت میکنی ولی اگر در کنگره بیایی وهمه ازتو تعریف بکنندولی وقتی رفتی درخانه با مسافرت همان رفتارهای غلط را داشته باشی این فایده ای ندارد،چون تمام این اموزشها برای این هست که ما بتوانیم درست وخوب زندگی کنیم وبتوانیم تبدیل به یک انسان خوب بشویم،بتوانیم بهتر کارهایمان را انجام بدهیم وفقط معلم خوبی نباشیم.مانند راهنماکه چیزی را میتواند از رهجویش بخواهد  که خودش اجرا کند ان موقع است که اموزش تاثیر گذار است.میگویند یک روزی پدری پیش پیامبر(ص) می اید و میگوید بچه من خیلی خرما میخورد به او بگویید که خیلی خرما نخورد و پیامبر(ص) میگویند برو وفردا بیا میگوید چرا فردا بیایم میگویند چون امروز من خرما خورده ام  و من نمیتوانم کاری را که خودم انجام نداده ام را بگویم انجام دهید. پس من وقتی توانستم کاری را خودم انجام دهم وان را اجرایی کنم به دیگری هم بگویم وان زمان هست که تاثیر گذار میشود.
پس به اعتقادات وعقاید یکدیگر احترام بگذاریم وهمش در پی اصلاح دیگران نباشیم مهم این است که ما به تعادل و ارامش برسیم.
انتخاب درست چیست؟ایا ان کسی که گاو پرست است درست میگوید؟ یاکسی که میگوید اسلام یعنی فقط شیعه بودن؟چه کسی درست میگوید؟ازکجا بفهمیم راه درست چیست؟ زمانی که از ضد ارزشها دوری کردی وبه ارزشها پرداختی ان زمان هست که میتوانی بگویی در مسیر مستقیم قرار گرفته ای. یک چیزهایی جهان شمول هستند به دین و مذهب ربطی ندارد.درهمه جای دنیا دروغ چیز بدی است ریا،دزدی کردن،غیبت کردن،سرزنش کردن و... همه اینها ضد ارزش هستند ودر تمام دنیا چیزبدی است.زمانی من میتوانم بگویم که در مسیر ارزشها وصراط مستقیم قرار گرفته ام که بتوانم از ضد ارزشها دوری کنم.اعمال ارزشی مثل بخشش، محبت کردن،منت نذاشتن مثلا همین غذایی که امروز درست میکنم بدون منت اگرباشدوازروی وظیفه نباشد همین میشود کار خوب،کار ثواب.همانجا خداروشکر کنید.پس از جایی که میتوانیم بفهمیم که کارمان درست است که در راه مستقیم باشیم یعنی از ضد ارزشها دوری کنیم وبه ارزشها بپردازیم.در هر کاری دانستن هدف خیلی مهم است.هدف از دین چیست؟ ایا انسان برای دین امده یا دین برای انسان؟دین برای هدایت انسانها امده است. درقصه عاشوراکسانی که داشتند در جبهه مقابل امام حسین می جنگیدند به نماز ایستادند ونماز خواندند یا مثلا گروههای تروریستی در جامعهء امروز قران میخوانند و روزه میگیرندو... هزار جنایت انجام میدهند ومیگویندداریم از دین دفاع میکنیم ایا دین واقعی اینست؟دینی که تورا هدایت کرد میشود دین.
انسان برای دین است یا دین برای انسان؟دانشمندانی مثل ادیسون اینهمه خدمت کردند به بشیریت ایا اودرست میگوید یا کسی که با ایات قران سر میبردو نماز میخواند؟مهم عمل کردن است. ایا به دانسته هایمان عمل میکنیم؟نباید از رسیدن به عمل نا امید بشویم وخیلی زمان بر است که انسان بتواند دانسته هایش را به عمل برساند.همه ما به این دنیا امده ایم اول برای اموزش وبعد برای خدمت.وقتی اموزش گرفتیم بعد میتوانیم خدمت کنیم.پس کلا مسأله روان به جسم،تفکروجهان بینی بستگی دارد.
چرا حرفهای اقای مهندس به دل من و شما مینشیند چون هر حرفی که میزنند خودشان به ان عمل کرده اند.زمانی که اقای مهندس سیگار میکشیدند درمان سیگار اجباری نبودولی وقتی خودشان سیگارشان را ترک کردند درمان سیگاررا اجباری کردند.
انسانی که به خداوند ونیروی برتر اعتقاد داشته باشد یک تکیه گاه محکم داردوزمانی که دستت ازهمه جا کوتاه میشود فقط به خداامید داری ورازونیاز میکنی.مثل فردی که دارد از تشنگی در بیابان میمیرد اگر به دروغ بروی و بگویی که دوازده ساعت دیگراب میاید او هرجورشده خودش را نگه میداردتا اب به او برسد واین معجزه امید داشتن الهی است.حتی اگر امید واهی باشد وبه او اب نرسد ولی خودش را زنده نگه میدارد مثل اینکه ما میگوییم مطمئن هستم که مسافر من در کنگره به درمان میرسد دیر یازود دارد ولی اگر مطمئن باشید که در اینجا به درمان میرسیدو مطمئن باشید با امید داشتن میتوانید به درمان برسید.اگر امید وجود نداشت هیچ مادری بچه اش را به دنیا نمی اورد پس ان چیزی به ما زندگی میدهد امید است ویکی از حربه های شیطان،یکی از گناهان کبیره ناامیدی است.پس هیچ وقت ناامید نشویدو مطمئن باشیدکه هر دری که زدید بسته بوده این دری که زدیدباز میشود،پس مهمترین چیز داشتن هدف است.خیلی وقتها اگر ما نتیجه درست نمیگیریم به خاطر این است که هدف را گم کرده ایم.درکنگره هدف ما رهایی است ولی بعضی موقعها همسفر می اید از اموزشها خوشش می اید وچهارتا کتاب میخواند‌ درمورد انسان شناسی ومسافرش وزندگی اش را رها کرده وهدف راگم کرده است وهدف رهایی همان یک نفر است. تغییر راما از کجا متوجه بشویم از کسی که سفر اولی است؟کسی که اخلاقش درست شده روانش درست شده همه اینهانشانه تغییر مثبت است ونباید بگذاریم که افکار منفی مارا گول بزند پس به این نتیجه میرسیم که روان یک چیزی است که میتواند هم روی جسم،تفکر وجهان بینی تاثیربگذارد. روان را بایکی دوتا قرص نمیتوانیم درست ومتعادل کنیم وزمانی میتوانیم روان سالم داشته باشیم که جسمی متعادل داشته باشیم وتفکر ونگرش وجهان بینی سالم ودرست داشته باشیم. امیدوارم که خداوند کمک کند که صراط مستقیم را انتخاب کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :