تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه - گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ۹۶/۶/۱۳
 
وبلاگ همسفر سمیه
چهارشنبه 29 شهریور 1396 :: نویسنده : همسفر سمیه
یا علیم
گزارش لژیون روز دوشنبه۹۶/۶/۱۳ بادستور جلسه سی دی پردازش. 
            
سلام‌دوستان سمیه هستم همسفر 

آقای مهندس در ابتدای این سی دی گفتند که بیشتر مشکلات ما  انسانها این هست که تعاریف درستی  از مطالب نداریم وهمین تعاریف غلط سبب گمراهی ما شده است و یکی از این تعاریف غلط در اعتیاد واژه ی ترک بوده است وترک در مورد هیچ بیماری صادق نیست آیا زمانی که ما سرما میخوریم میتوانیم بیماریمان را ترک کنیم؟پس در مورد بیمار ی اعتیاد ترک هم غلط است وباید این بیماری درمان شود ودر ادامه گفتند انسان مانند رباط نیست که برای انجام هر کار وفعلی به آن برنامه بدهیم گاهی بعضی از  انسانها  منتظر این هستند که دیگران به آنها بگویند چیکارکنند وچیکار نکنند،درصورتی که انسان با رباط فرق دارد.رباط سیستمی است که باید به آن برنامه داده بشود تا کاری را انجام بدهد ولی انسان این توانایی را دارد تا آموزش ببیند و آموخته هایش را به کار گیرد و تفکر کند وخودش راه حل مسائلش را پیدا کند.
البته در کنگره گفته میشود سفر اولی باید تحت فرمان راهنمایش باشد چرا که هنوز آموزش ندیده است و به علت آلوده بودن حس هایش وبیماری اعتیاد تصمیم هایش نیز غلط است و در سفر اول راهنما فقط به رهجو آموزش میدهد ووقتی رهجو آموزشهارا دید بعد که وارد سفر دوم شد میتواند این آموزشهارا عملی کند ومیتواند تصمیم درست بگیرد.مانند خواندن ونوشتن که درمدرسه  به ما الفبا را می آموزند وهمینطور یکسری از  قوانیننوشتاری را یاد میگیریم وبعد میتوانیم کلمات را بنویسیم وبخوانیم ودیگر همه ی کلمات را معلم به ما آموزش نمی دهد. در کنگره هم همینطور است به ما آموزش میدهند واین خود ما هستیم که با توجه به مطالبی که یاد گرفته ایم باید وارد مرحله پردازش وسپس تصمیم گیری درست وعمل سالم در برابر مسائلمان در زندگی مان بشویم.
چرا که خداوند اختیار انسان را خیلی محترم شمرده است وحتی شیطان وونیروهای منفی اجازه ندارند در اختیار انسان دخالت کنند وفقط پیام هایشان را القا میکنند واین خود انسان است که انتخاب میکند .یکی از مشکلاتی که بعضی از همسفران دارند این است که در کار مسافرشان دخالت میکنند و اختیار مسافرشان را محترم نمیشمرندواین یک کار ضد ارزشی است وما هیچ وقت نمیتوانیم ازراه غیرمستقیم در مسیرارزشها قراربگیریم ولی اگر همسفر کاملا آموزش ببیند و دوربینش روی خودش زوم باشد و به آموزش خودش بپردازد میتواند درمسیر صراط مستقیم قرار بگیردو زمانی که حال خودش خوب بشود به مسافرش نیز این حال خوب را القا کند تا او نیز کم کم در مسیر درمان وآموزش ها قرار بگیرد.
واما در مورد مثلث درمان اعتیاد که سه ضلع جسم وروان وجهانبینی را شامل میشود ودر این سی دی در مورد روان صحبت شده است که
روان یعنی خلق و خو.فردی که دزدی میکند خلق و خویش دزدی است.آیا میتواند باخوردن یک قرص خلق و خویش را تغییر دهد ودیگر دزدی نکند؟نه اینگونه نیست خلق و خو با خوردن یک قرص درست نمیشود و واگر بخواهیم خلق و خو را درست کنیم باید  جسم و جهان بینی اش درست شود ومثلا فردی که دندان درد دارد پرخاشگر میشود وبه خاطر دردی که در جسمش داردروی خلق و خو وروانش هم تاثیر میگذارد و جهان بینی همان تفکر و اندیشه است که از قدیم گفته اند عقل سالم در بدن سالم است پس اگر جسم مریض باشد میتواند روی روان هم تاثیر بگذارد واگر تفکر ما منفی باشد باز هم روی روان وجسم تاثیرمی گذاردوامروزه میبینیم که خیلی از درد های جسمی ما ناشی از همین تفکرات منفی است وپزشکان میگویند بیماری های روان تنی ؛مسأله دیگری که مطرح است درمورد ادیان مختلف بود چون ادیان تاثیر مهمی در زندگی ما دارند.اینکه انسان بداند زندگی بعد از مرگ ادامه دارد یانه؟این مسأله مهمی است چون انسانهایی که اعتقاد دارند زندگی بعد ازمرگ از بین نمیرود برنامه ریزی دارند و جوردیگری زندگی میکنند.همه پیامبرانی که آمده اند درواقع روی ضلع جهان بینی ما کارکرده اند.اما کسانیکه اعتقاد به جهان بعد ازمرگ ندارند مثلا میگویند چون بعد ازاین جهان، جهان دیگری وجود ندارد و جسم در خاک از بین میرود پس چرا خودم این جسم را ازبین نبرم.پس خیلی از سختی هایی که متحمل میشویم وبر آنها صبر میکنیم به دلیل این هست که میدانیم جهان دیگری هم هست وزندگی ما به این دنیا محدود نمیشود.
پس اولین مرحله در برابر هر مشکل؛  پذیرش مشکل هست اینکه من بپذیرم چه مشکلی دارم خیلی مهم است و اکثر همسفران همیشه تقصیر را به گردن مسافرشان میندازندولی باید بدانند که آنها هم  در اعتیادی که در زندگی شان قرار گرفته است نیاز دارند که آموزش هایی را بگیرند ونقش دارندوبایدخودشان را درجایگاه همسفر باور داشته باشند که هر حرکتی میکنند روی مسافرشان هم تاثیر میگذارد.
بعد از مرحله پذیرش باید یکسری آموزش ها راببینیم. وقتی وارد کنگره میشویم یعنی مسأله اعتیاد را پذیرفتیم وبعد باید آموزشها و یکسری از چیزهایی که درمورد اعتیاد نمیدانستیم را بیاموزیم که مثلا اعتیاد بیماریست  و باید درمان شود ومصرف کننده گان از روی خودخواهی ولذت جویی مواد مصرف نمیکنندو........
بعد ازمرحله آموزش وارد مرحله پردازش و تفکر میشویم و دیگر هرچیزی که میشنویم رو نباید قبول کنیم بلکه تفکر کنیم وببینیم آیا درست هست یا نه ؟ودیگر نباید مانند قبل از ورود کنگره هرکسی راهی را به ما پیشنهاد میکرد ومثلا میگفت سم زدایی خوب است و......ما سریعا بدون هیچ تفکری آن راه را امتحان میکردیم 
  در این مرحله درمورد جادو و دعا گفته شد که در قرآن هم آمده که مردانی ازجنس انسان به مردانی از جنس اجنه پناه میبرند که اینکار گناه کبیره است وبا اینکار انسان با نیروها ی تخریبی پیوند میخورد وباعث میشود شیطان وارد صورپنهان شودومشکلات ومسایلی را برایش بوجود آورد  در حالیکه میدانیم انسان اشرف مخلوقات است و تنها نیرویی که میتواند به او کمک کند خودش است که همان وادی سوم میشود پس ما باید به خدا توکل کنیم ودر جهت خواسته هایمان حرکت کنیم.آیا میتوان آب آلوده وتلخ را با ورد و دعا و جادو تبدیل به آب صاف و زلال و شیرین کرد؟خیر باید حرکت کنیم وآن آب را با گذراندن از صافی ها وفیلتر های مختلف تصفیه کرد در مورد انسان هم همینطور است مسائل ومشکلات را با دعا و ورد وجادو نمیتوانیم حل کنیم وباید حرکت کنیم وتلاش کنیم وتزکیه وپالایش بشویم به همین علت است که میگویند بزرگترین دشمن انسان جهل و نادانی خودش است وواقعا اگر در راه های غلطی مانند ورد وجادو و.....قرار میگیریم از نادانی ماست.
واما مرحله سوم مرحله عمل است.دانایی بدون عمل هیچ فایده ای ندارد مثل اینکه همسفر آموزش ببیندولی درموقع عمل نتواند به آموزش ها عمل کند وفرمانبردار راهنما یش باشد وهر کاری که دوست داشت را انجام بدهد آیا این آموزش ها به دردش میخورد؟ودر کنگره میگوییم ماباید به دانایی موثر برسیم وتوانایی به اجرا درآوردن وعمل کردن داشته باشیم.
با صراط مستقیم  شاید دیر به مقصد برسیم ولی برای همیشه میرسیم مثل اعتیاد که راههای ترک زیادی وجود دارد و کوتاه مدت هم هستند امابعد ازمدتی دوباره اعتیاد پیش می آید ولی در کنگره به درمان میرسیم شاید زمان ببرد وباید یازده ماه آموزش بگیریم اما برای همیشه پرونده اعتیاد در زندگی مان بسته میشودودر  مرحله عمل باید  حرکت کنیم  وبایدتمام وجودمان حرکت شود ومانند اتومبیلی که با سرعت درحال حرکت است واگر مانعی جلویش باشد آن را باسرعت کنار میزندوراهش را ادامه میدهد ماهم باید اینگونه وبا تمام وجودمان در جهت خواسته یمان حرکت کنیم وموانع مسیر را یکی پس از دیگری کنار بزنیم وبدانیم بهشت را به بها دهند نه به بهانه. پس باید توکل به خدا بکنیم و باتمام وجود حرکت کنیم.
این دنیا، واین بعد از حیات دنیای  عجیبی است   مثل یک کرکس میماندکه تورا اسیر خودش کرده یعنی انسان گاهی اسیر مادیات وخواهش های نفسانی اش میشود واما میتوان آن کرکس را به پرنده ای زیبا تبدیل کنی یعنی مادیات را به کار گیری واز بدترین مسائل زندگیت بهترین چیز ها را بسازی مانند همین اعتیاد که میتوانی از آن رها شوی وتبدیل به انسانی شوی که به دیگر ان هم کمک میکند وخدمت میکند وجزو برگزیده گان خداوند میشود مانند آقای مهندس.
خداوند درون انسان نیروهایی قوی قرار داره که خود انسان هم از آن خبر  ندارد واما میتواند با تفکر واندیشه وتعقل از نیرو های خفته درونی اش یاری بطلبد. 

تکلیف دوشنبه آینده:امتحان از وادی سوم وسی دی های وادی سوم ۹۱،سی دی نیرو های تخریبی وبازدارنده ،سی دی پردازش ،سی دی نیروهای تخریبی


تهییه وتنظیم گزارش: همسفر سمیه احسانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 شهریور 1396 04:52 ب.ظ
من واقعا تشکر میکنم من وبلاگ شما را دوست دارم خیلی مطالب قشنگی داره من زیاد اهل وبلاگ نیستم ولی وبلاگ شما خیلی قشنگه دوست داشتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :