تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه - گزارش لژیون روز دوشنبه سی دی باردگر
 
وبلاگ همسفر سمیه
به نام خدا

        
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر
دعا میکنم که خداوند درهای رحمت خودش را بر روی همه ما باز کند که طوق بندگی مان را از نفس اماره باز کنیم و بنده خود خداوند باشیم و بتوانیم منشاء خیر و برکت برای خودمان در ابتدا و بعد برای اطرافیان مان باشیم.
 در سی دی بار دگر نشانه ی عبد بودن چه بود؟ فرمانبردار بودن و اینکه شما تصمیم قدرت مطلق باشید و هر کسی به این درجه نمی‌رسد در وادی پنجم این را داریم که قبل از رسیدن به درجه تسلیم اول  باید به درجه توکل بعد درجه رضا و بعد درجه تسلیم برسیم رسیدن به درجه تسلیم و اینکه فقط به درجه فرمانبرداری از خداوند برسیم خیلی سخته  چون ما بیشتر اسیر خواهش های نفس اماره ایم به جا اینکه تسلیم خداوند باشیم پس اگر بگیم که انسان به درجه عبو بودن و تسلیم بودن میرسد اینکه بتواند تسلیم خداوند باشد در کنگره هم کسی میتواند موفق باشد که فرمانبردار راهنمای خودش باشد و نباید بگوییم که من از راهنما سوادم بیشتره یا راهنما نمیدونه که توی زندگی من چی میگذره  نه خداوند به بنده ای نگاه میکند که تسلیم باشد راهنما  فرمان میدهد که نباید فلان کار را انجام بدهید همسفری که فرمانبردار نگاه نمیکند که این فرمان درست هست یا نه به حرف راهنمایش گوش می کند و بدون برو برگرد این کار انجام میدهد خداوند وقتی می‌بیند این بنده تسلیم شده درهاای خیر و برکت را رویش باز می‌کند همیشه کسانی که فرمانبردار بودند یعنی سطح خودشان را پایین آوردندو به پوچی رسیدند و انسان‌های بزرگی شدند قبلا هم دستور جلساتی داشتیم از فرمانبرداری تا فرماندهی.

یعنی اگر میخواهید فرمانده خوبی باشید اول باید فرمانبردار خوبی باشید یک مسافر که سفر نمیکند فرماندهی شهر وجودی اش را از دست می‌دهد و مواد او را فرماندهی می‌کند وقتی مواد مصرف می کند می تواند غذا بخورد یا بخوابد ولی وقتی مواد مصرف نمی‌کند نمی‌تواند این کارهای روزمره خودش را هم بکند این نشان دهنده این است که مواد فرماندهی شهر وجودی اش را فرا گرفته است و وقتی وارد کنگره می شود فرمانبرداری می کند و از راهنمایش اطاعت می‌کنند بعد زمانی که به رهایی رسید می تواند خودش به مقام فرماندهی برسد وفرمانده شهر وجودی اش بشود مزایای فرمانبردار بودن چه بود؟ در بنده بودن که در ان تعادل عشق و آرامش و صلح و خیلی چیزهای دیگر است از طرفی بنده بودن می‌تواند شما را به نقطه تابنده تبدیل کند هیچ موجودی از خودش نوری ندارد خداوند می فرمایند هیچ کس هیچ نوری از خودش ندارد مگر اینکه خداوند آن نور را به او داده باشد کلمه رجیم به معنای رانده شده است رانده شده به چه معنایی است به معنای اینکه خداوند سهم نور را از تو گرفته است .
 شیطان آمد و گفت من مهلت می خواهم که بتوانم از انسان های دیگر نور هایشان را بگیرم یعنی وقتی یک انسانی وارد تاریکی می شود در واقع سهم نوری که خداوند به او داده را می گیرد وخودش در تاریکی قرار می‌گیرد و خودش هم باید دنبال یک نور دیگر برود و این حلقه ادامه دار می شود پس این که ما بخواهیم تبدیل به نور تابنده شویم باید علاوه بر سهم نوری که خداوند به ما داده یک سهم نور اضافه هم داشته باشیم تا تبدیل به چشمه شویم.کسی که در کنگره خدمت می‌کند و خدمتگزار است به نوعی نقطه تابنده می‌شود و دارد به دیگران سهم نور می‌دهد حالا هر خدمتی که باشد فرقی نمی کند خداوند می فرمایند به هرکسی اجازه خدمت به بنده هایش را نمی دهد و باید آن شخص به درجه‌ای برسد تا تبدیل به یک نور تابنده شود و چشمه شود و آن نور که خودش دارد علاوه بر آن یک نور اضافی هم داشته باشد تا به دیگران بدهد در چه صورتی انسان از بنده بودن خارج میشود؟ در صورتی  از بنده بودن خارج می‌شود که وارد دنیای تاریکی شود. هر عمل ضد ارزشی که انجام بدهیم ما از بنده بودن خارج می‌شویم. گفتیم نشانه بند بودن فرمانبردار بودن است فرمان مثلاً می گوید دروغ نگو دروغ می گوییم و از عبد بودن خارج می‌شویم و وارد تاریکی می شویم و بنده نفسمان میشویم نفسمان دوست داشته دروغ بگوید و به نفع او بوده ما دروغ بگوییم تجسس منیت مصرف مواد همه اینها ما را از عبد بودن خداوند دور می کند و ما را بنده نفس اماره یا شیطان وجودی خودمان می کند حال دایره رحمت یعنی چه؟ در دایره رحمت همه چیز هست تعادل هست شفا هست درمان هست زندگی هست همه اینها که در جریان و جاری بودن هست می شود دایره رحمت .
گردنده شویم یعنی چه؟ یعنی ما هم‌سو با دایره رحمت جلو برویم ولی انسانی که وارد تاریکی می شود از این دایره دور می شود و رحمت خداوند شامل حالش نمی شود.
بازشتابنده شویم قدرت درنده شویم.ذره بین نور و شعف پرتو کاونده شویم.
شتابنده شویم یعنی چه؟ هم مفهوم مثبت دارد هم مفهوم منفی مثل بعضی‌ها می‌گویند انسان موجودی است که شتاب دارد ولی بعضی از انها می‌گویند مثلا در اذان (حی علی الصلاه)بشتابید  به سوی نماز یا به سوی کار نیک( حی علی خیر العمل) یا در قرآن یک کلمه ای به نام (السابقون) هست کسانی که با شتاب پیشی می‌گیرندوچند  درجه جلوتر میروندکه این شتاب، شتاب مثبتی است که در این شعر منظور شتاب در کارهای خیر است. شرط شتاب گرفتن چیست؟شتاب  معادل نیرو وحس است زمانی ما می‌توانیم شتاب بگیریم در کارها که  مشتاق بشویم و در کارهای خیر زمانی هست که حس شما زنده شده باشد تا زمانی که حس های ما در تاریکی باشد و بسته باشد حسهایما کار نمیکند دقیقا مثل انسانی که در دنیای تاریکی هست و حرکت نمیکند. 
مثل مسافرانی که سفر نمی کنند.همسفر همش تلاش می‌کند اما مسافر هیچ حرکتی نمی کند  به خاطرهمان بسته بودن حس هیچ حرکتی ندارد و وقتی از خواب بیدار می‌شود و حس‌هایش باز می شود می تواند شتاب بگیرد برای کارهای نیک و اعمال مثبت واز دیگران سبقت بگیرد این می‌شود شتاب مثبت ولی اینکه عجول باشد صفت خوبی نیست بیدار شدن حس را اینگونه توضیح دادند که به قدری باید این حس بیدار بشود که بوی برف را بشناسد و بفهمد و دقیقا این بیدار شدن حس ها را در سفر دوم میبینیم.
قدرت درنده شویم یعنی چه؟درندگی یعنی اینکه ما درنده تابناک شویم ؛ جنگ درونی که بین نیروهای مثبت و منفی یا بین نفس اماره و صدای عقل ما هست و ما باید انقدر قدرت پیداکنیم تا بتوانیم تاریکی هارا بدریم و ازهم جدا کنیم.
انسانی که وارد تاریکی شده است مثل یک ذرهء بی نورو شعف است و وقتی میخواهد حرکت کند مثل شخصی میماند که در اتاقی هست که هیچ شناختی از محیط نداردو هر لحظه با ترس قدم برمیدارد در مثلث تاریکی یک ضلع ترس، یک ضلع نا امیدی، و یک ضلع جهالت است که شخص قدرت حرکت ندارد چون هر حرکتی بکند ممکن است آسیب ببیند شاید در خطر بیفتد و هیچ نور و شادی و شعفی در این شخص دیده نمی شود.
 اقای امین مثال زیبایی زدند که گفتند؛در قصه ها چشمه حیات در یک جای ظلمتی بوده.انسانی می تواند به آن گوهر وجودی دست پیدا کند که تاریکیهارا تجربه  کند و هه انسان ها به نوعی جهنم را تجربه می‌کنند جهنم میشود همان تاریکی .
چشمه حیات همیشه در تاریکی است. در تاریکی نه سکه نه نقره و نه هیچ چیز دیگری قابل تشخیص نیست ولی اگر یک پرتو نوری بیایید میتوانیم به قدرت تشخیص برسیم که این طلاست یا نقره بعد آن وقت می توانیم گنج هایمان را بشناسیم پس آموزش برای ما این است که تاریکی هایی که مادر ان هستیم مقدس هستند  و ما قرار است از ان گنج هایمان را بشناسیم اگر امروز ما در کنگره هستیم این پرتوی نوری است که  در اختیار ما قرار گرفته است وما باید قدردان این نور باشیم و بتوانیم به تشخیص برسیم و بتوانیم آن گنج درونی مان را پیدا کنیم.
 بودن نور در تاریکی نشانه چیست؟رحمت  خداوند
 بودن نور در روشنایی نشانه چیست؟ نعمت خداوند
 پس خداوند رحمتش را  شامل حال همه ما کرده است اگر در دل تاریکی بودیم ولی این پرتوی نور در آن قرار گرفته بود .
پرتو کاونده یعنی چه؟یعنی جستجو کردن  کاوش کردن 
اگر در کنگره داریم تلاش میکنیم و به داناییمان افزوده میکنیم و کاوش میکنیم باید بدانیم که  هیچ چیز بالاتر از علم نیست چون علم  پایان‌ناپذیر است و هر چیزی پایان پذیر است مثل سلامتی، ثروت و... منظور از گنج همان علم است.
 باردگر زنده شویم شور وشرر خنده شویم قطره حیران به سراب موج شکافنده شویم. 
در مورد زنده بودن گفتند بیدار شدن حس اگر  در کنگره می‌گوییم جمعیت احیای انسانی به خاطر این است که مسافران و مخصوصاَ همسفران که حسهایشان در اثر بودن در تاریکی بسته شده است و وقتی احیا می شود  زنده می شود و احیا شدن همین بیدار شدن حسهاست.
باردگر یعنی چه؟زمانی که دوباره تکرار پذیر است.در دعای جمعی می گوییم می‌خواهیم به آن نقطه ای برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم مادر  دنیای تاریکی نبودیم امدیم و وارد دنیای تاریکی شدیم و دوباره می خواهیم از دنیای تاریکی خارج شویم به خاطر همین می‌گویم بار دگر یعنی زمانی که دوباره تکرار میشود.
خندیدن کار راحتی است؟نه سخت است چرا چون خیلی از سیستم های شبه افیونی باید واسطه های شیمیایی را ترشح کنند تا ما یک فعل خندیدن را انجام دهیم شاید افرادی را دیده باشید که نمی‌توانند بخندند و حتی ژست ندیدن را هم نمی توانند بگیرند به خاطر این است که آن دانایی را از دست داده‌اند پس باید بخندیم تا از جهان تاریکی خارج شویم خنده بر هر درد بی درمان دواست انشاالله خداوند دل هایتان را به قدری شاد کند که خنده هایتان از ته دل باشد.

قطره حیران به سراب چه بود؟
 انسانی که در تاریکی هست مثل یک قطره ای می ماند که روز به روز دارد بخار میکنداز بین می رود.
کسانی که به  صحرا رفته اند و سراب دیده اند گرما و حرارت روی دید و بینایی شان تاثیر می‌گذارد مثلاً از دور موجهای آب را می بینند یا احساس می‌کنند زمین خیس است و می‌خواهند خودشان را سریعتر به آب برسانند و وقتی می رسند می بینند که از آب خبری نیست دقیقا. انسانی که در دل تاریکی هاست مثل همان قطره است که از شدت گرما تبخیر می شود و می خواهد خودش را به سراب برساند در صورتی که سراب جای گرم تر است و باعث می شود قطره تبخیر شود و مسافران هم بیشتر تجربه این را در مصرف مواد داشتند.کسانی که می خواستند از تریاک رها شوند میگفتند شیشه مثل تریاک نیست و وابستگی ندارد و می‌رفتند شیشه را مصرف می کردند و می دیدند که این همان سرابی است که شهر وجود ایشان را تخریب میکند.
پس  قطره ی حیران به سراب.تفسیر انسانی است که در تاریکی افتاده و می خواهد که به آرامش برسد و از تبخیر شدن جلوگیری کند ولی روز به روز بدتر می شود.
 موج شکافنده شویم یعنی چه؟ موج سیلی از قطره است این قطره که به این روز افتاده می‌خواهد تبدیل به موج شکافنده شود دقیقا مسافران و همسفران هم این مشکل را دارند که بعد از اینکه در مسیر درمان قرار گرفتند و تحت آموزش قرار می‌گیرند تبدیل می‌شوند به موجی که شکافنده است.
حاصل صد دست شویم یعنی چه؟  یک  مسافری که در تاریکی است احتیاج به نیرو های خیلی زیادی دارد. و  اگرمیگوید که من در خانه خودم به تنهایی ترک می کنم چون احتیاج به نیروهای کمکی دارد نمی تواند به تنهایی ترک کند. باید وارد کنگره شود تا این صد دست به او کمک کنند تا بتواند از تاریکی خارج شود.
مست شویم یعنی چه؟ یعنی خمرهای طبیعی باید ترشح شود.
دانه افتاده به خاک. میوهء بالنده شویم تفسیر چه بود؟
همه ما برای یک خواسته درونی در این جهان فیزیکی آمدیم وباید آن خواسته درونی مان را به میوه تبدیل کنیم هر کسی خواسته درونی اش با دیگری متفاوت است یکی درخت خرما می شود یکی درخت آلبالو ولی هر کدام به جای خودشان لازم هستند.
ان کسی که قرار است کامل تر بشود مثل درخت خرما باید سختی های بیشتری را تحمل کنند و آن شخصی که رنج های بیشتری میبیند به انسان بهتری تبدیل می شود و کامل تروداناتر می شود.
غرش کوبنده شویم آتش سوزنده شویم شمع خرامیده ز باد شعله پاشنده شویم.
منظور از غرش کوبنده چه بود؟
نیرو های الهی هم احتیاج به قدرت دارند مثلا یکی از آموزش ها قدرت نه گفتن است وکسی که این قدرت را ندارد خیلی ضعف ها و مشکلات برایش پیش می آید.
پس غرش داشتن و قدرت داشتن همیشه صفت بدی نیست نیروهای الهی هم نیاز به قدرت دارند نکته آخر در مورد آتش بود که اگرشما در پی انتقام و کینه و نفرت باشید آن آتشی که قرار است ناخالصی های شما را بسوزاند پرتاب می کنید بیرون و تبدیل می‌شود به آتش ویرانگر که آن خاصیت خوبش را از دست می دهد اگر سعی کنید با بخشش ها و صبر و تحمل بدی هایی که مسافرتان یا هر کس دیگری در حقتان می‌کند در خانه دلتان آتش نگه ندارید باعث می شود تزکیه و پالایش  شوید تا خانه دلتان زنده و بیدار شود اگر به جای اینکه کینه ها و نفرت ها را بریزید بیرون در درون خودتان نگه داریدو صبر کنید بخشش کنید و با خوشرویی برخورد کنید این باعث می‌شود ناخالصی‌های درونتان بسوزد رمضان هم سوختن این ناخالصی‌ها است اگر تزکیه و پالایش کنیم در کنار بخشش ها و محبتها داریم ناخالصی های خودمان را می سوزانیم.


بار دگر بنده شویم ، نقطه تابنده شویم

وصل بر این دایره رحمت گردنده شویم

باز شتابنده شویم ، شور و شرر خنده شویم

قطره حیران به سراب ، موج شکافنده شویم

حاصل صد دست شویم ، بار دگر مست شویم

دانه افتاده به خاک ، میوه بالنده شویم

غرش کوبنده شویم ، آتش سوزنده شویم

شمع خرامیده ز باد ، شعله پاشنده شویم

صاعقه برنده شویم ، رحمت بارنده شویم

ساقه خشکیده چنین ، ریشه پوینده شویم

بار دگر ژرف شویم ، دشت پر از برف شویم

دره پوشیده ز خس ، قله پاینده شویم

نغمه نوازنده شویم ، آیت سرزنده شویم

خش خش این برگ خزان صوت برازنده شویم

خارج از این ترس شویم ، رهرو سرمست شویم

جمله ای از کنگره ، مأمن سازنده شویم
    







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 مرداد 1397 06:11 ب.ظ
سلام و خدا قوت به خانم سمیه عزیز
بسیار از سخنان شما لذت بردم امیدوارم با آموزش های کنگره نقاط تاریک را پیدا کنم و این آموزشها به من کمک کند تا نور تابنده ای که از دست داده بودم را بدست بیاورم و بنده خوبی برای خالق خود باشم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :