تبلیغات
وبلاگ همسفر سمیه باقری
 
وبلاگ همسفر سمیه باقری
          
                     
یا حکیم 

گزارش لژیون روز دوشنبه 9/5/96 با دستور جلسه ادامه وادی سوم وسی دی سرنوشت

سلام دوستان سمیه هستم همسفر امیدوارم که خداوند بهترین انرژی ها وحال خوب را از جلسه امروز نصیبمان کند .اگر خاطرتان باشد جلسه قبل به این قسمت از وادی رسیدیم که در برابر مشکلات ومسائل زندگی مان با سه سوال مطرح هستیم اول اینکه میتوانیم بگوییم که این سرنوشت ماست وخداوند برایمان اینگونه رقم زده است واین شانس ماست
دوم اینکه بگوییم این تقصیر پدر ومادر من است وچرا من باید در این خانواده مشکل دار به دنیا آمده باشم وسوم اینکه بگوییم که این تقصیر زمین وآسمان است ویا تقصیر سایر انسان هاست که امروز من با این مشکلات ومسائل در گیر هستم

اما به هر حال  از طرح این سوالات دو راه در مقابل ما قرارمی گیرد اول اینکه حرکتی نکنیم بسوزیم وبسازیم وبه دنبال قهرمان بیرونی باشیم که خداوند ویا فرد دیگری بیاید ومشکلات ما را حل کند ودومین راه اینست که بدانیم وآگاه باشیم که هیچ موجودی به میزان خود ما به خودما فکر نمیکند وهیچ کسی به اندازه ی خودمان نمیتواند به ما کمک کند وبا تفکر صبر و استقامت اقدام به حل مشکلات خودمان به صورت تدریجی وپله به پله بنمائیم و هرگز امید مان را از دست ندهیم وامروز در سی سرنوشت با موضوع تقدیر وسرنوشت آشنا میشویم. 
مشارکت در مورد سی دی سرنوشت:

خانم سمیه احسانی:
اینکه میگویند سرنوشت را خدا نوشته وما هیچ نقشی در آن نداشته ایم کاملا اشتباه است واین باور غلط باعث میشود که وجود انسان پر از کینه ونفرت بشود ودر گیر ضدارزش هایی مانند حسادت ویا غیبت و....بشود وآن موقع است که آرامش وتعادلش بهم میریزد وبیمار میشود ومیگوید سرنوشتم اینست که مریض باشم درصورتیکه اگر تلاش کند واز ضد ارزش ها فاصله بگیرد به آرامش میرسد واینکه میگویند خدایا ما را  عاقبت بخیر بکن هم همین است خودمان باید بخواهیم تا عاقبت بخیر شویم و در این سی دی گفت سرنوشت ها با خواست انسان ها رقم میخورد مانند همین کنگره آمدن اگر ما نخواهیم تلاش کنیم وبه کنگره نیاییم خوب معلوم است سرنوشت ما و زندگی مان چه میشودنهایتا به طلاق و جدایی و....  ختم میشد و برعکس آن اگر امروز در کنگره تلاش کنیم وحرکت کنیم وآموزش بگیریم سرنوشتمان رهایی از اعتیاد است .حال امروز ما نتیجه کارها واعمال دیروز ماست واعمال امروز ما سرنوشت فردای ما را میسازد.

خانم زهرا: آقای مهندس گفتند شعری که در بین زندان ها مرسوم بود که کبوتر بچه ای بودم مادرم مرد مرا با شیر گاو آموختند و از بخت بدم گوساله هم مرد وبا این حرف میخواستند بگویند که ما هیچ تقصیری نداشتیم واین روزگار ویا سرنوشت اینگونه برای ما خواسته در صورتیکه سرنوشت ها با خواست انسان ها رقم میخورد کسی که امروز قتلی را مرتکب میشود خوب سرنوشتش زندان است یا کسی که امروز مواد مصرف میکند خوب سرنوشتش معلوم است چند سال دیگر معتاد شده و به کارتن خوابی هم میرسد وکسی روی پیشانی کسی ننوشته که معتاد یا مجرم و.... ویا فردی که خواسته امروزش خوردن هست ونمیتواند دهانش راببندد و دائم همه چیز میخورد خوب سرنوشتش معلوم است در آینده فرد چاقی میشود با بیماری ها ی مختلف وهمه ی اینها نشانگر همان بذر های تلخ و زهر آگینی  است که در گذشته کاشته ایم وآبیاری کرده ایم وامروز هم درختی با میوه های تلخ و بد مزه وزهر آگین داریم.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 مرداد 1396 :: نویسنده : سمیه باقری

یا حی و یا قیوم 

گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ۲/۵/۹۶با دستور جلسه ادامه وادی سوم و سی دی مشکل 

خاطرتان باشد جلسه قبل به این قسمت وادی رسیدیم((در حل هر نوع مشکل بالاترین نقش بر عهده ی خود ماست)) یعنی این خود ما هستیم که باید حرکت کنیم وتلاش کنیم تا از آن مشکل خارج شویم وفرقی نمیکند که مشکل چه چیزی باشد اعتیاد باشد یا هر بیماری دیگری مشکلات اقتصادی باشد و یا عاطفی و......ومهم اینست که ما مسولیت مشکلاتمان را بپذیرم ونباید به دنبال قهرمان بیرونی باشیم که یک نفر   بیاید و مسئله ما را حل کند و یا اینکه بخواهیم فقط دعا کنیم که خدایا تو بیا مشکل من را حل کن 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یا علیم 
گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ ۱۹/۴/۹۶ با دستور جلسه پیدا کردن کلید و ادامه وادی سوم

در وادی سوم جمله هست که میگوید خود کلید مسیر اصلی راه خود را بیابید .پیدا کردن کلید به مفهوم باز کردن و گشودن هر مشکلی می باشد‌وبرای باز کردن یک در بسته همیشه ما احتیاج به کلید آن داریم واگر تصور کنیم که با زور و چکش ودیلم میتوانیم در را باز کنیم ویا حتی با مواد منفجره قفل در را باز کنیم شاید به ظاهر بتوانیم این کار را انجام بدهیم اما در حقیقت تخریب وآسیب زیادی را وارد کرده ایم وحتی گاهی آنقدر این آسیب زیاد بوده که آن چیزی را که آن طرف در بوده وبه دنبالش بوده ایم را نابود کردیم دقیقا در برابر اعتیاد مسافرمانمان گاهی اوقات همین گونه عمل کردیم و میخواستیم به زور و با قهر و دعوا مسئله یمان را حل کنیم وگاهی هم رو به روش های غلط ترک روی آوردیم مانند سم زدایی که تخریب وآسیب را در مسافرمان چندین برابر هم شد اما در این سی دی یاد میگیریم که در برابر هر مشکل ومسئله ای که در زندگی مان مواجه شدیم صبور باشیم و تفکر کنیم و راه های مختلف را برای حل مسائلمان سبک وسنگین کنیم تا کلید مسیر اصلی مان را بیابیم تا بدون سر وصدا ایجاد کردن وباکمترین آسیب قفل در را باز کنیم وحالا سوالی که مطرح میشود اینست که کلید اعتیاد در چه چیزی بود که باعث شد سالیان سال قبل از کنگره ۶۰مشکل اعتیاد بدون راه حل بماند؟
پاسخ اینست که همه در دنیا گفتند که اعتیاد یک بیماری است اما مشخص نکردند که این بیماری دقیقا به کدام قسمت شهر وجودی انسان آسیب می زند و کدام قسمت باید درمان بشود؟وآقای مهندس با بیان صورت مسئله اعتیاد ومثلث درمان اعتیاد کلید را به همه شناساندند وگفتند که این آسیب در سیستم ایکس که همان سیستم تولیدکننده مواد شبه افیونی بدن ویا خمر طبیعی بدن است.
در مورد همه مسائل و بیماری ها ومشکلات اقتصادی و یا روابط عاطفی وخیلی از مشکلات دیگر ما باید صبور باشیم و با تفکر و تدبیر به دنبال پیدا کردن کلید و بهترین راه حل آن مسئله باشیم و همان طور که در پیام بهترین راه میگوید بهترین راه همیشه کوتاهترین راه نیست گاهی ما میخواهیم مشکلی را که سالیان سال بوجود آورده ایم را خیلی فوری وانقلابی حل کنیم در صورتیکه همیشه باید زمان را برای حل مسائلمان در نظر بگیریم ودر صبرمان بی صبری نکنیم تا بهترین نتیجه را بگیریم و همیشه بدانیم وآگاه باشیم که بیشترین بار بر دوش خودمان هست ودیگران مانند پزشک ویا کنگره ویا راهنما فقط به مانند انگشت اشاره هستند که مسیر درست را نشانمان میدهند وما زمانی که با تلاش خودمان در این مسیر گام برداریم وحرکت کنیم به نتیجه می رسیم وگرنه اگر بخواهیم بنشینیم و فکر کنیم که دیگر ان باید مشکل ما را حل کنند این خیال باطلی است در خود کلام الله خداوند هم میگوید هیچ نفسی بار هیچ نفس دیگر را نمیتواند بکشد و این خودما هستیم که باید مسئولیت اشتباهات ومسائلمان را بپذیریم و دوم اینکه امیدوارانه و محکم در جهت حل آنها گام برداریم.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ ۹۶/۴/۱۲
دستور جلسه امروز لژیون وادی سوم هست کلمه وادی به معنی آبادی هست در گذشته انسان  هابرای مسافرت کردن به دلیل نبودن وسایل نقلیه یا پیاده می رفتند ویا با قاطر و ... واینکه در بین مسیر آبادی هایی بود که در آنجا میرفتند و استراحتی میکردند و غذایی میخوردند و به نوعی انرژی میگرفتند برای ادامه ی سفرشان٬ به این آبادی های بین مسیر وادی میگفتند ماهم در کنگره در حال سفر هستیم سفری درونی برای رسیدن به خودمان وشناخت خودمان وباید در این سفر در وادی ها توقف کنیم انرژی و دانایی کسب کنیم تا بتوانیم به مقصد وآرامش برسیم وشروع وادی ها با وادی تفکر هست چرا که همه چیز و هر ساختار ی اول بنایش در ذهن ماست واگر ما نتوانیم به تفکر و ذهن سالم نرسیم اصلا قادر نیستیم به وادی های بعد برسیم وتفکر به مانند روشن شدن یک لامپ در یک اتاق تاریک است که ذره ذره شعاع نور افزوده میشود وتمام فضای اتاق برای ما نمایان  میشود .تفکر یعنی پرداختن به خواسته ی معقول در زمان مناسبش وامروز که در کنگره هستیم زمان مناسب پرداختن ما به حل مسئله اعتیاد در زندگی مان است واما وادی دوم وادی حرکت وامید است باید بتوانیم پیله ناامیدی که دور خود تنیده ایم را پاره کنیم و حرکت کنیم در این وادی میگوید هیچ موجودی بیهوده نیست حتی یک کرم هم برای کائنات ارزشمند است چه برسد به ماکه انسان هستیم و صاحب اختیار و اشرف مخلوقات واینکه من تصور کنم که بی ارزش هستم ولیاقتم همین است وباید همیشه در رنج و عذاب باشم حربه نیرو های منفی است که من را از حرکت بازدارند واما وادی سوم وادی مسئولیت است ومن باید در این وادی جایگاه خودم را واینکه چه کاره هستم و چه وظیفه ای بر عهده ی من هست راپیدا کنم تیتر این وادی میگوید باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند چند کلمه در این تیتر هست که قابل توجه است اول شروع آن با کلمه باید است یعنی این یک قانون است وثابت است وغیر قابل تغییر یعنی قطعا و حتما اینطور است ومویی لا ی درزش نمی رود کلمه بعدی اینست هیچ موجودی نگفته است هیچ انسانی گفته هیچ موجودی واین خط بطلان میکشد به همه ی موجودات اعم از انسان و اجنه و......واین یعنی نه با جادو ونه با رمالی و دعا نویسی وکمک فرشته ها و .....به جایی نمی رسی و اما کلمه بعدی خویشتن خویش است که همان خودمان و نفسمان هست وکل این جمله میگوید هیچ کس به اندازه ی خودمان به خودمان فکر نمیکند وهیچ کسی به اندازه ی خودمان نمیتواند به خودمان کمک کند.آقای مهندس در سی دی به ضرب المثل جالب وبا مزه ای اشاره کردند که همساده ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم یعنی به او هر کاری را میگویی میگوید بلد نیستم چکارکنم وهیچ وقت نمی خواهد مسئولیت زندگیش رابپذیرد و تلاش کند و یاد بگیرد وبه نوعی با گفتن یک جمله که بلد نیستم شانه خالی میکند ما هم گاهی اوقات  همینطور عمل میکنیم میگوییم من میخواهم غیبت نکنم اما نمیتوانم دست خودم نیست میخواهم تجسس نکنم و..........اما دست خودم نیست خیلی هم دعا کردم واز خدا کمک خواستم اما نمیشودبه عبارتی میخواهیم مسئولیت اشتباهات خود رانپذیریم اما دراین وادی میگوید تو باید توانایی ها خودت را قبول کنی و مسئولیت کارهایت رابپذیری واگر نخواهی قبول مسئولیت کنی همیشه دچار مشکل خواهی بود و این به مانند اینست که بچه ای که میخواهد راه رفتن یاد بگیرد واگر هر بار مادرش دستش رابگیرد و او را بلند کند هیچ وقت او راه رفتن رانمی اموزد وباید آنقدر زمین بخورد تا ایستادن را یاد بگیرد مانیز در زندگی مان باید تلاش کنیم ومهم نیست که چقدر شکست میخوریم مهم اینستکه بلاخره ایستادن را می آموزیم.
(مابا شروع در این وادی آغازی تازه داریم آغاز ی که ما را به سلامتی صلح وآرامش برساند) شروع با آغاز متفاوت است شروع ابتدا دارد اما آغاز زمان بدون ابتداست این جمله میگوید: امروز که ما این وادی را شروع کردیم و یاد گرفتیم ٬زندگی مان به گونه ای دیگر آغاز شده و این آغاز قرار است اگر ما بیمار هستیم ما را به سلامتی برساند اگر در جنگ هستیم ما را به صلح برساند اگر وجودمان نا امن شده ودر اضطراب هستیم ما را به آرامش برساند.
(امیدوار هستیم که شما هم با نگاه کردن به طبیعت به ابعاد گسترده ای برسید و چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید و خود کلید مسیر اصلی خود را بیابید)
در این جمله میگوید از طبیعت درس بگیرید خداوند هم در قرآن به نگاه کردن و تفکر کردن در خلقت وآفرینش موجودات مختلف اشاره کرده است .در اینجا هم میگوید به طبیعت نگاه کنید که چگونه درختانی که در فصل پاییز و زمستان خشک و عریان شدند دوباره در فصل بهار سبز شده وپر ازشکوفه ومیوه شده اند و حیات را دوباره آغاز کرده اند مانیز اگر در زندگی مان



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یا حکیم

سوال کوتاه و با شکل و مفهوم عمیق که چی؟ یکی از 52 دستورجلسه هفتگی سالیانه کنگره 60 است.، که نشان از اهمّیت این سوال در سفرِ درمانی اعتیاد و یا کلاً در سفر زندگی ما دارد ، انسان زمانی که در برابر اعمالی که میخواهد انجام بدهد ، این سؤال را از خود می‌پرسد و در واقع با پرسش این سؤال وارد نبرد درونی می‌شود و تحت القائات دو مشاور درونی که همان نفس اماره و عقل می‌باشد قرار می‌گیرد، و اگر توانست جواب منطقی و درستی برای این سؤال پیدا می‌کند، نشان از دانایی و رشد عقل رو به تکاملش دارد و اگر در برابر این سؤال با جواب هایی مانند بی خیال ، مهم نیست و...... روبرو شد نشان از این است که که هنوز در بند نفس اماره و نیروهای منفی است. 

زمانیکه وارد کنگره 60 شدیم وقتی سوالهایی مانند اینکه که چی اعتیاد را درمان کنیم؟ که چی سفر کنیم ؟ که چی مسافر شوم؟ که چی همسفر شوم؟ که چی سی دی گوش کنم؟ و........اگر توانستیم علت و چرایی را برای حضور مان در کنگره پیدا کنیم ، نشان از این است که ما هدف و آرمان درستی را انتخاب کرده ایم و می‌دانیم که می‌خواهیم چکار کنیم و به نتیجه و پاداش ، اعمال و تلاش های امروزمان آگاه هستیم و این باعث می‌شود که امیدوارانه ، قدم های محکم و درستی در جهت رسیده به هدفمان که همان رهایی از اعتیاد است برداریم و امّا زمانیکه برعکس آن ندانیم که برای چه در کنگره هستیم و که چی باید سفر کنیم و آموزش ببینیم، بعد از مدتی که گذشت ، دیگر اشتیاقی برای حرکت کردن و تلاش کردن و حضور در کنگره نداریم.

و معمولاًکسانی که در ابتدای ورود به کنگره دچار شور می‌شوند و نمی‌خواهند که این شور را به شعور تبدیل کنند و به افزایش دانایی اشان بپردازند ، با گذشت زمان کم کم به ناامیدی و سستی می‌رسند.

چرا که از اول نمی‌دانستند که هدفشان چیست؟ و پرسش و سوآل که چی ؟ به ما کمک بسیار زیادی می‌کند که بدانیم هدفمان از انجام کارهایمان چیست؟ و پرسش و سوآل که چی؟ به ما کمک بسیار زیادی  می‌کند که بدانیم هدفمان  از انجام کارهایمان و کلاً از  زندگیمان  چیست و در کجای کار قرار داریم و در چه سطحی از دانایی و آگاهی هستیم .

و امیدوارم که همه بتوانیم با بهره‌مندی درست از آموزشهای کنگره 60 و دستورجلسات مناسب آن و به پاسخ های درستی از که چی هایمان دست یابیم و با هدف زندگی کنیم. 
آمین یا رب العالمین.

نگارنده: راهنما همسفر خانم سمیه باقری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 19 خرداد 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
یا رحیم 
سلام دوستان سمیه هستم همسفر رضا 
متاسفانه یکی از تفریحات ناسالم اکثر جوانان کشیدن سیگار و قلیان است، غافل از اینکه با مصرف سیگار و توتون به شدت به جسم خودشان و اطرافیانشان که در معرض دود سیگار هستند، آسیب می زنند هر چند که اطلاعات و آگاهی هایی راجع به اثر مخرب دخانیات بر روی سلامتی انسان را روی بسته های سیگار و توتون مشاهده می کنیم که دخانیات عامل اصلی سرطان است و... اما باز هم مصرف دخانیات زیاد است، دخانیات به علت داشتن نیکوتین به شدت اعتیاد آور هستند زیرا نیکوتین می تواند از سد خونی مغز عبور کرده و در عملکرد سیستم ایکس دخالت کرده و به این سیستم آسیب بزند پس یکی از علت هایی که مصرف کنندگان دخانیات با وجود دانستن و آگاهی داشتن از مضرات سیگار و قلیان باز هم نمی توانند ترک مصرف، همین نیاز جسمی آنها به مصرف نیکوتین می باشد 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : سمیه باقری

سلام دوستان سمیه هستم همسفر

دستور جلسه امروز لژیون سی دی طلب از آقای مهندس می باشد,شروع این سی دی با این موضوع بود که ما باید بتوانیم از نیروی الهی یاری بطلبیم وهمین اعتقادی که به خداوند ونیروی برتر داریم یک تکیه گاه و یک امید برای انسان است ٬آنهایی که خدا را از انسان میگیرند و ایمان وباوری به نیروی الهی ندارند واقعا چه چیزی را به جای آن به انسانها داده اند ؟یاری طلبیدن  از نیروی الهی هم باعث کمک از جانب خداوند به ما میشود وهم یک امید وتکیه گاه قدرتمندی داریم در کلام الله هم خود خداوند میگوید ادعونی استجب لکم بخوانید تا اجابت کنم برایتان اما این را نباید با واگذار کردن تمام مسئولیت به خداوند اشتباه گرفت گاهی اوقات ما برای حل مسائل ومشکلاتمان هیچ تلاشی نمیکنیم و فقط دعا میکنیم این درست نیست خداوند میگوید از تو حرکت واز من برکت ما اگر یک قدم به سمت خدا برداریم خداوند ده قدم به سمت ما می آید جایی که امیدت از خودت وبقیه انسان ها قطع شود دقیقا همانجا خداوند شروع میشود و این ماه هم ماه بندگی خداست وخداوند به قلب ما انسانها نزدیکتر است ودرب های رحمت واجابتش به روی همه ی ما باز است بتوانید از این لحظه ها بهره ببرید و به فرموده قرآن به ریسمان الهی چنگ بزنید و از خداوند طلب کنید و بخواهید 
ودر کنارش از تلاش وکوشش در جهت خواسته یتان غافل نشوید ودر این سی دی میگوید همه انسان ها میتوانند طلب کنند وطلب با اراده فرق میکند شاید یکسری از انسانهای خاص دارای اراده باشند اما طلب و خواسته را همه میتوانند داشته باشند همه ما که امروز در اینجا هستیم طلب رهایی از اعتیاد را داشته ایم و خداوند هم به ما کمک کرد و کنگره را سر راهمان قرار داد و به ما یاری رساند واما زمانی که طلبی داشتی باید دو موضوع اصلی را هم در نظر بگیری اول زمان بدهی برای رسیدن به خواسته ات ودوم اینکه در جهت رسیدن به خواسته ات تلاش وکوشش مستمر داشته باشی وگرنه در ادامه به سستی میرسی مثلا زمانی که نمیخواستیم زمان را برای رسیدن به رهایی و در مان مسافرانمان در نظر بگیریم و میخواستیم فوری و یک شبه از اعتیاد رها شویم رو آوردیم به روش های غلط مانند سم زدایی و.... که نه تنها به رهایی نرسیدیم بلکه تخریب و آسیبها بیشتر هم شد و چون بیراهه رفته بودیم با وجود تلاشی که کرده بودیم در ادامه به ناامیدی و سستی رسیدیم و به این باور که اعتیاد درمان ندارد وباید بسوزم و بسازم اما در کنگره به ما یاد دادند که در زندگی زمینی و جهان فیزیکی رسیدن به هر خواسته ای نیاز به زمان داردو برای رهایی از اعتیاد هم مانند هر خواسته ای باید زمان یازده ما ه را در نظر گرفت همانطور که یک مصرف کننده در طول زمان وبه مرور به اعتیاد آلوده شده و به این تخریب رسیده برای باز گشتن و بدست آوردن سلامتیش هم باید به مرور وتدریجی وآرام آرام و در زمان تقریبی یازده ماه باشد.
سوال :یک مصرف کننده مثلا ۱۵سال است که مواد مصرف میکند آیا برای رها شدن و بدست آوردن سلامتیش هم باید ۱۵سال بگذرد؟خیر زمانی که بر اساس تجربه و مطالعات و تحقیق های آقای مهندس بدست آمده یازده ماه است که در این مدت جسم مصرف کننده با داروی مناسب اوتی و روش کاهش تدریجی فرصت بازسازی و احیا شدن دوباره را دارد مانند هر بیماری که یک طول درمانی دارد در صورتیکه شرایط مناسب وداروی مناسب برای بهبود در اختیار بیمار قرار بگیرد و در مورد بیماری چاقی هم همینطور است چطور من که در سالیان سال که به علت نداشتن تغذیه درست چاق شده ام میخواهم با خوردن یک قرص یا یک عمل جراحی خطرناک مانند لیپوساکشن و ...... از چاقی رها شوم این امکانپذیر نیست وبا مشکلات وآسیب های بیشتر مواجه میشوم پس باید زمان را در رسیدن به هر خواسته درنظر گرفت ودوم هم از تلاش مستمر در جهت رسیدن به خواسته یمان غافل نشویم.  واما مطلب دیگر اینست که برای رسیدن به هر خواسته ای چندین راه وجود دارد و انسانی که تفکرش بسته است فقط یک راه را میبیند مانند زوج هایی که به هر مشکلی در زندگی شان میرسند فقط راه حلش را طلاق و جدایی میدانند اما انسانی که به بیداری در تفکر واندیشه رسیده باشد راه های زیادی را برای حل مسئله اش می یابد  و با تفکربهترین راه را انتخاب میکند و همیشه بهترین راه هم کوتاهترین راه نیست راهی درست است که ما را به سر منزل مقصود به سلامت برساند مانند همین اعتیاد که راه های زیادی برای ترک آن روبرویمان هست وما باید بتوانیم با تفکر کردن راه حل درست را پیدا کنیم وببینیم وضعیت کسانی که با این روش پیش رفته اند چگونه است وبعد تصمیم بگیریم واگر راه را درست انتخاب نکنیم با وجود تلاشی که هم داشته ایم نتیجه درست نمیگیریم و این باعث ناامیدی در ما میشود وناامیدی در انسان مانع تفکر کردن میشود 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 خرداد 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
برنامه ماه مبارک رمضان
۱_هر روز یک جز از قرآن کریم را بخوانید
۲_روزی ۱۲صفحه از کتاب ۶۰درجه رابخوانید
۳_لحظه افطار یک حمد شفا برای تمامی مسافران و همسفران کنگره ۶۰
۴_۵تا۱۰دقیقه تمرین سکوت کنید
۵_ با یکی از صفات حضرت حق زندگی کنید 
۶_۱۴ثانیه سکوت کنید ویک خواسته مادی ویک خواسته معنوی را از خداوند طلب کنید
۷_هر روز چند مرتبه در آینه به خودتان لبخند بزنید
۸_هر روز بابت یک نعمت خداوند را شکر کنید پایان ماه ۳۰نعمت راشکر گزاری کرده اید
۹_یک دعای فرج برای امام زمان بخوانید واز ایشان بخواهید برای فرج وگشایش کارها وگره های شما دعا کند
۱۰_حس روزانه تان را بنویسید

در پایان از راهنمایم بسیار تا بسیار سپاسگزارم که رمضانهایی پراز آموزش و تغییر را برایم رقم زدند وکمک کردند که درک بهتری از رمضان داشته باشم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 خرداد 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
بنام خدا
دستور جلسه امروز لژیون ما سی دی عبور از منطقه ۶۰درجه هست
این سی دی به نوعی بیان کننده صورت مسئله اعتیاد است وبا استفاده از تمثیل سرما و یخبندان وعبور از این منطقه کمک میکند که درک بهتری نسبت به سفر مسافرانمان پیدا کنیم .و چیزهای حس کردنی قابل بیان کردند نیستند و برای درک آنها مجبور هستیم از مثال استفاده کنیم وبه این کار مثال محسوس به معقول میگویند. مثلا برای بیان بوی یک ادکلن می گوییم بویش شبیه بوی گل سرخ است. اکثر مردم بر این اعتقاد هستند که افراد مصرف کننده لذت جو هستند وبرای نئشگی مواد مصرف می کنند اما آقای مهندس با روشن نمودن صورت مسئله اعتیاد مشخص کردند که شاید در شروع مصرف اینطوری بوده باشد اما در ادامه به علت نیاز جسمی مواد مصرف میکنند وبرای درک حال و روز یک مصرف کننده وسفرش از این  تمثیل استفاده کرده اند.حالا چرا اعتیاد را به سرما تشبیه کرده؟سرما یک عدم است واز نبود گرما بوجود می آید مانند تاریکی که از نبود نور بوجود می آید وسرما کاری که با انسان میکند اینست که او را بی حس میکند واز حرکتش جلوگیری میکنددقیقا در زمان اعتیاد هم درون یک مصرف کننده گرما ومحبت کمی وجود دارد وحس هایش آلوده میشوند وبه همین علت است که تصمیمات درستی هم نمیگیرد وحالا اگر ما بخواهیم به یکباره مواد مصرفی اش را از او بگیریم چه اتفاقی می افتد؟اینکار دقیقا به مانند اینست که درلیوانی  که در یخچال بوده  و سرد شده به یکباره آب جوش بریزیم چه اتفاقی می افتد؟ لیوان میشکند؛ در مورد مصرف کننده ها هم اگر به یکباره مواد ش را قطع کند شوک بسیار مخربی به جسمش وارد میشود شاید تجربه اش را کرده باشیم که مسافرانمان بعد از روش های ترک مختلف به علت این شوک مخرب دوز مصرفی شان بالا رفته ویا چند موادی شده اند واین سی دی میخواهد بگوید که باید خیلی آرام وبدون سر و صدا از این منطقه یخبندان عبور کنیم زیرا با کوچکترین سر و صدا ویا سرعت گرفتن باعث سقوط وشکست ما میشود نقش همسفر هم در این سفر بسیار مهم است باید یک محیط امن و آرامی برای سفر مسافرش مهیا کند  مثلا همین حرمت ها و قوانینی که در سفر اول  باید رعایت کنیم برای همین است که ایجاد سرو صدا نکنیم مثلا مسافرت رفتن؛ مهمانی های شبانه یا عروسی رفتن و..‌‌‌‌‌‌‌‌..ویا الان که ماه رمضان ومراسمش مانند شب های احیا و..‌‌‌.. را داریم باید خیلی مراقب باشیم وحواسمان باشد وکار هایی را انجام ندهیم که به سفرمان لطمه بخورد یا اینکه همسفری که آموزش نگرفته است به مسافرش فشار بیاورد که زودتر به رهایی برسد 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سمیه باقری



یا علیم

رمضان یعنی سوختن ، سوختنی که نار وجودیت را تبدیل به نور می کند و ناخالصی ها و آلودگی های نفست را می سوزاند ؛ رمضان یعنی تقوی و پرهیزکاری ، یعنی قدرت و توانایی نه گفتن ؛ حتی به خواسته های معقول نفست هم ، نه می گویی ؛ در رمضان همانگونه که جسم انسان پاکسازی می شود و با استراحتی که انسان در اثر نخوردن و نیاشامیدن از لحظه سحر تا افطار ، فرصتی به اعضای بدن می دهد که چربی ها و مواد زائدی را که در طول یک سال در قلب و عروق انسان و یا کبد و کلیه ها و بقییه ی اعضای بدن رسوخ کرده اند ، در رمضان با روزه داری شسته می شوند و به همین صورت این پاکسازی در صور پنهان انسان رخ می دهد و انسان در این یک ماه تمرین می کند که پرهیز کند و به نفسش نه بگوید و او را تربیت کند و به نوعی به فرمان عقل نزدیک شود .
 باید بگویم که قبل از کنگره 60 درک درستی از رمضان نداشتم و هیچ وقت برای رسیدن به رمضان لحظه شماری نمی کردم و روزه هایی دست و پا شکسته می گرفتم ، اما رمضان را در کنگره لمس و حس کردم بخصوص با برنامه ی خاصی که راهنمایم برای ماه رمضان در نظر گرفته بودند می توانستم در رمضان بیشتر به آموزش بپردازم و بتوانم تا حدودی روزه دار واقعی باشم ، چرا که روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست ، روزه دار واقعی آن است که در کلامت و زبانت روزه دار باشی و هر حرف و سخنی را به زبان نیاوری که مبادا دلی را برنجانی و یا در نگاهت و چشم هایت روزه دار باشی که هر چیزی را نبینی و چشم پوشی کنی و یا در گوش هایت و صداهایی که می شنوی باید روزه دار باشی و به هر صوت و کلامی گوش نسپاری و .... 
در رمضان انس بیشتری با قرآن داشتم ، کتابی که شاید در طی سال خیلی کم به سراغش می رفتم ، اما رمضان فرصتی بود برای انس بیشتر و ارتباط بیشتر با این کتاب مقدس . 
در رمضان با سکوت کردن هایی که تمرین می کردم ، می توانستم به صداهای درونم بیشتر گوش بدهم و به این واسطه به گره های وجودی ام نزدیکتر شوم ، گره هایی که آنقدر پنهانی بودند و در لایه های عمیق وجودم قرار گرفته بودند که حتی قدرت تشخیص آنها را از دست داده بودم.
  در سفر اول با روزه داری می توانستم مسافرم و سختی های سفر او را بیشتر درک کنم و یا لذت ها و پاداش روزه داری در لحظه ی افطار که نصیب هر روزه داری می شود را حس کنم و پاداش بزرگی در پایان این ماه نصیب روزه داران و اقعی می شود . که همان به دست آوردن قدرت و توانایی و رسیدن به اعتماد به نفس و عزت نفس است که دقیقا همان پاداش رهایی در سفر اول ، مسافران هست را حس کنم ، چرا که می توانی من وجودی ات را که ذره ای از اقیانوس خداوند است را از چنگال نیروهای اهریمنی و شیطانی باز پس بگیری و این عمل عظیمی است و خداوندا تو را شکر و سپاس بابت رمضان و فرصتی برای تزکیه و پالایش و نزدیک شدن به تو . 
خداوندا تو را شکر و سپاس بابت کنگره 60 و رمضان ها و آموزش های آن  . شکر شکر شکر 
 نگارنده :  کمک راهنمای محترم سمیه باقری
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
بنام خدا 
سلام دوستان اقدس هستم همسفر
راهنمای عزیزم ممنون از اینکه در این روز ها ی سخت ومسیر تاریکی من را راهنمایی میکنی تا به نور و روشنایی ها برسم چقدر این راه سخت است وچقدر مرا کمک میکنی وتجربیات ودانش خودرا در اختیار من میگذاری ونقطه ی قوت قلب منی اعتیاد پسرم بزرگترین درد من است ولی وقتی میدانم شما در کنار منی و راه را به من نشان میدهی آرامش میگیرم .روزی که من باتوشه ای از غم ونگرانی وارد کنگره ۶۰شدم شما امید را به زندگی من برگردانید همیشه به من میگفتید حرکت کن و به خدا توکل کن تا مسافرت هم به کنگره بیاید شما به من امید دادید ومن در این مسیر قدم گذاشتم و حرکت کردم وهمین اتفاق هم افتاد و پسرم وارد کنگره شد. از راهنما ی عزیزم تشکر میکنم و بسیار قدر دان زحمات شما هستم امیدوارم در مسیر زندگیت همیشه موفق و سربلند باشی ولطف خداوند شامل حالت باشد.راهنمای عزیزم بسیار دوستت دارم.


همسفر اقدس فرخی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
بنام خدا
سلام به راهنما ی عزیزم
روزی که وارد کنگره شدم خیلی از لحاظ روحی وروانی بهم ریخته بودم وهیچ وقت فکر نمیکردم که حالم خوب شود ولی بعد از دو جلسه که زمان انتخاب راهنما رسید ومن شما را با حس خودم انتخاب کردم کم کم حالم بهتر شد و با بودن در کنار شما و هم صحبتی با شما انگار روزنه امید را پیدا کردم وحالا حال بهتری دارم ومطمئن هستم که حالم از این هم بهتر میشود واما دغدغه امروزم حضور مستمر در کنگره است که متاسفانه اصلا راهش برایم هموار نمیشود و با وجود اینکه دلم پر میکشد برای بودن در کنار شما ولی نمیدانم چرا نمیشود وهر چه سعی وتلاش میکنم انگار سختتر میشود نمیدانم شاید این هم حکمت خداست تا برای بودن در کنار شما بیشتر تلاش کنم.
راهنما ی خوبم سمیه عزیزم همیشه هم صحبتی با شما برایم آرامش بخش بوده وآن سادگی که در کلام شما ونگاه شما بوده همیشه برایم ستودنی بوده.خیلی خوشحالم که شما را انتخاب کردم واز تجربیات شما استفاده میکنم میدانم که رهجوی فرمانبرداری نبودم ولی همیشه در کنار شما بودن را دوست داشتم و هربار که نتوانستم در لژیون باشم دلم آنجا بود وغبطه میخوردم به آنهایی که میتوانند در کنگره باشند .راهنمای عزیزم از تمامی زحمات شما تشکر میکنم شما همیشه باعث دلگرمی و آرامش در من بودید دستتان را به گرمی میفشارم واز شما میخواهم برایم دعا کنید تا من هم رهجوی فرمانبرداری بشوم .
دوستدار همیشگی شما همسفر سمیه احسانی 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
بنام خدا 
گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ ۲۵/۲/۹۶
سلام دوستان سمیه هستم همسفر
 دستور جلسه امروز لژیون ما سی دی لنگر کشتی را بکشید هست؟
از عنوان این سی دی «لنگر کشتی را بکشید »چه چیزی  را متوجه میشوید؟
لنگر وسیله ای هست که وقتی میخواهند کشتی ثابت بماند و حرکت نکند آن را در دریا میاندازند وبرای حرکت کردن کشتی اولین قدم کشیدن لنگر است و پیامش برای ما اینست که باید حرکت کنیم اگر خاطرتان باشدما در وادی دوم هستیم و باید بتوانیم از زندان نا امیدی خارج بشویم و برای خروج از نا امیدی تنها یک ر اه  هست وآن حرکت کردن است و این سی دی به ما میگوید که در جهت رسیدن به خواسته یمان که در سفر اول مهمترینش رهایی از طوفان اعتیاد است باید  حرکت کنید وگرنه اگر ثابت بمانید در این طوفان میشکنید و غرق میشوید شروع این سی دی با این مطلب بود که انسان شدیدا تحت تاثیر کلام است واین نشانه ای از ساده لوحی اوست و هر چه انسان جاهلتر و نادانتر باشد ساده لوح تر است یعنی با کوچکترین کلام میتوان آن را بهم ریخت ونظر و عقیده اش تغییر میکنداما انسانی که دانا باشد هر کلامی را نمیپذیرد و روی عمق و ریشه آن کلام تفکر میکند که آیا درست هست یا نه؟یا اینکه شاید طرف مقابل غرضی دارد از گفتن آن کلام٬ مثالی میزنم مثلا تازه واردی به کنگره می آید و شروع میکند به حرکت کردن و انسانی سر راهش  می آید و حالا به هر دلیلی که ممکن است نادانی اش باشد  ویا هر علت دیگری بگوید نه کنگره هم نمیتواند کاری برای اعتیاد بکند اصلا مصرف کننده گان خوب بشو نیستند اگر این تازه وارد انسان ساده لوحی باشد سریعا نظرش به کنگره عوض میشودو بدون اینکه راجع به حرف آن فرد فکر کند  اما انسانی که زیرک است سریعا هر حرفی را نمیپذیرد و بیشتر تفکر میکند و  الگوهای موفق را در کنگره میبیند وبا خودش در هر تولدی که در کنگره میبیند میگوید قطعا اگر این فرد به رهایی رسیده مسافر من هم به رهایی میرسد پس خیلی مراقب باشید که درمورد هر حرفی که میشنوید تفکر کنید وفوری بهم نریزید و تصمیم نگیریدوتمام جوانب را درنظر بگیرید  واما در ادامه در مورد مدیریت بحران صحبت شد اینکه ما دونوع مدیریت داریم ۱_مدیریت بر یک سیستم پایدار۲_مدیریت بر یک سیستم ناپایدار  وکسی که بتواند بر یک سیستم ناپایدار مدیریت کند وآن را به یک سیستم متعادل و پایدار برساند توانسته در بحران مدیریت کند واکثر خانواده هایی که وارد کنگره میشوند در یک وضعیت نا متعادل و ناپایدار هستند مشکلات متعددی مانند مسایل اقتصادی ویا بیکاری فردی که مصرف کننده هست واز آن طرف مسئولیت های بیشتری  به دوش فرد دیگر خانواده مثلا مادر خانواده میافتد ومجبور است که هم در بیرون از خانه کار کند و هم در خانه وظایفی دارد ویا روابط عاطفی و سالمی بین اعضای خانواده وجود ندارد دائما در خانه مشاجره و دعوا هست و.........این یک وضعیت بحرانی است و به نظر من نقش همسفر اینجا خیلی مهم است که چگونه بتواند مدیریت کند واول از همه با آموزش ها بتواند تعادل و آرامش خود را حفظ کند و بعد بتواند به مسافرش  کمک کند و از او پرستاری کند تا به درمان برسد و همینطور آرامش و تعادل را به فرزندانش بدهد واگر توانست بر چنین وضعیتی مدیریت کند میتواند از بحران خارج شود وبدانید که درختی که بتواند  در طوفان های سخت استوار بماند دیگر با باد های کوچک تنش نمی لرزد چرا که توانسته ریشه هایش را قوی کند همسفری هم که در سفر اول است اگر بتواند خوب حرکت کند قوی میشود و در آینده یاد میگیرد که با هر مسئله ای چگونه مواجه شود در واقع تمام آموزش های کنگره سی دی هاومتون آموزشی به ما همین مدیریت بحران وراه حل مسائل را می آموزد و باید بدانیم که برای خروج از این بحران نقش کلیدی بر عهده ی خودماست واین خود ما هستیم که باید حرکت کنیم ونباید به دنبال قهرمان بیرونی باشیم که یک نفر   بیاید و مسئله ما را حل کند و یا اینکه بخواهیم فقط دعا کنیم که خدایا تو بیا مشکل من را حل کن این درست مثل اینست که توقع داشته باشیم که معلم بچه ی ما خودش مسئله طرح کند و خودش هم جواب را به او بگوید واین غیر منطقی است و بچه ی ما هیچ وقت حل کردن مسائلش را نمی آموزد کودکی که زمین میخورد را اگر هر بار مادرش به او کمک کند و دستش را بگیرد هیچ وقت نمیتواند روی دو پایش بیایستد دقیقا ماهم وضعیتمان در برابر خداوند همینگونه است ما باید بتوانیم مسائلمان را خودمان حل کنیم ودر جهت رفع آن ها حرکت کنیم خداوند هم بستر مناسب را برایمان مهیا میکند مثلاوقتی اقدام به حل مسئله اعتیاد کردیم بستر آن یعنی کنگره نیز برایمان مهیا شد ه و به ما از جانب خداوند و نیرو های الهی کمک میشود.و اصولا این دنیا بر مبنای اضداد بنا شده است یعنی همیشه یکسری مسائل و مشکلات جلوی ما هست که باید با آنها روبرو شویم واستاد در این سی دی


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
بنام خدا 

دستور جلسه امروز مروری بر جزوه جهانبینی ۱
  
در تمام دنیا معتقد هستند اعتیاد یک بیماری است امامشخص نکردند که این بیماری چه بخشی از انسان را تخریب کرده که باید احیا و بازسازی شود اما پاسخ این سوال را جناب آقای مهندس دادند و براساس صورت مسئله اعتیاد مثلث درمان را مشخص کردن که یک مصرف کننده درسه ضلع جسم و روان و جهانبینی خود به واسطه ی مصرف مواد تخریب ایجاد کرده وباید این سه ضلع به درمان وتعادل برسد در بخش جسم همان سیستم ایکس و سیستم مخدر های طبیعی بدن باید بازسازی شوند که این بازسازی با استفاده از شربت اوتی وتیپر کردن در مدت یازده ماه انجام میگیرد و روان هم که تابعی از جسم است دراین یازده ماه با بازسازی جسم به تعادل نسبی می رسد واما جهانبینی و تفکر فرد مصرف کننده نیز از تعادل خارج شده که این مسئله اولین بار توسط آقای مهندس در درمان اعتیاد لحاظ شد به عبارتی یک مصرف کننده دارای جهانبینی نئشگی و خماریست وتمامی دنیا را از این زاویه نگاه میکند که باید جهانبینی او هم به تعادل برسد که زمانی برایش مشخص نشده است که براساس خواست وتلاش هر فردی رسیدن به تعادل در جهانبینی متفاوت است و همسفران نیز احتیاج به آموزش جهانبینی دارند چرا که همسفری که افسرده است و به خودش و زندگیش و یا فرزندانش نمیرسد نشان اینست که جهانبینی و تفکرش ازتعادل خارج شده و یا همسفری که  پر خاشگر هست و کنترلی برخشم خود ندارد ویا همسفری که ناامید است وهیچ تلاشی برای زندگیش نمیکند و........همه ی اینها نشان از تعادل خارج شدن جهانبینی و تفکررواندیشه اوست که به علت زندگی بایک مصرف کننده در او این حس های منفی ایجاد شده پس همسفر هم نیاز به آموزش دارد که به تعادل و آرامش  برسد. 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سمیه باقری
بسم الله الرحمن الرحیم


الحمدالله رب العالمین ستایش میکنیم اولین رب و مربی جهانیان را خداوند را  وستایش میکنیم مربیان دیگر را پدر ومادرهایمان را وتمامی مربیان ومعلم هایی که مسئولیت هدایت و راهنمایی ما را به عهده گرفتند امروز روز راهنماست خداوند زمانی که انسان را آفرید برای او پیامبر درونی و عقل را قرار داد و همینطور پیامبر بیرونی که پیامبران وائمه بودند را برای هدایت ما قرار داد که بتوانیم در صراط مستقیم گام برداریم زمانیکه وارد کنگره شدیم راه را گم کرده بودیم واین راهنمایانمان بودند که  دست ما را گرفتند وما را به راه درست هدایت کردند امروز انرژی های مان را برای راهنمایانمان بخصوص آقای مهندس ومعلم جهانبینی آقای امین میفرستیم که با آموزش های خوبشان راهگشای ما شدند.
دستور جلسه امروز لژیون سی دی نا امیدی آقای امین میباشد که مربوط به وادی دوم است وکسی که بتواند وادی دوم را خوب درک کند  میتواند از نا امیدی خارج شود وحرکت کند  چرا که  حربه ی نیرو های منفی برای اینکه انسان را در تاریکی و جهل نگه دارند با نشان دادن نقاط  ضعف ونقصان های او حس نا امیدی را در او القا میکنند و مانع حرکت در او میشوند و ناامیدی مانند یک زندا ن نامرئیست  که گرچه انسان آن را نمیبیند ولی حصاری را در دور خود کشیده ومانع از تلاش وحرکت در او میشود واین اتفاق زمانی میافتد که انسان خواسته ای حیاتی دارد  یعنی خواسته ای دارد که مرگ و زندگی اش به آن وابسته است مانند رهایی از اعتیاد و برای خلاصی از این بیماری در های زیادی میزند وتلاش میکند واما نتیجه ای نمیگیرد و به در بسته میخورد گرچه او تلااش کرده اما چون مسیر و جهت را اشتباه رفته است  در او حس نا امیدی بوجود می آید که من نمیتوانم و من تا ابد باید در اعتیاد بمانم ودیگر هیچ تلاشی نمیکند  واگراین حس در او قویتر شوداحساس پوچی میکند و در موارد خیلی حاد شاید به خودکشی منجر شود ویا اینکه از خودش ویا اطرافیانش متنفر شود وحتی به عدالت خداوند شک میکند و جمله بسیار مهم این وادی ((از هر نقطه نوری بتابد در جمع آن باید تفکر نمود از ذرات جرقه میتوان به روشنایی وسیع رسید))یعنی اگر یک نقطه ی نورانی و یک کور سوی امید ویک راه جدید وتازه ایی که بر سراه ما قرار گرفت باید به سمت آن حرکت کنیم تا به روشنایی وسیع برسیم .ما اگر یک دانه گندم داشته باشیم میتوانیم یک خلوار گندم داشته باشیم اگر یک هسته خرما داشته باشیم میتوانیم به نخلستان برسیم اگر در کنگره حتی  یک نفر درمان شده ماهم به درمان و رهایی میرسیم هر تولدی که در کنگره میبینیم همان ذرات  جرقه برایمان هستند  که ماهم میتوانیم به رهایی وآرامش برسیم واما باید در مورد آن نقطه نورانی تفکر کنیم وکلید تفکر در رها کردن خواسته هایمان است یعنی زمانی ما میتوانیم وارد وادی تفکر بشویم که بتوانیم بر روی یک خواسته متمرکز شویم واگرهم زمان چند خواسته داشته باشیم ما اسیر افکارمان هستیم وتفکر یعنی پرداختن به خواسته معقول در زمان مناسبش واگر امروز در کنگره هستیم یعنی زمان آن رسیده که مسئله اعتیاد را در زندگی مان حل کنیم وتمامی انرژی یمان را روی  رهایی از اعتیاد بگذاریم. 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :